تبليغاتX
افغانستان امید دوباره من

اجازۀ اعمار یک مسجد بزرگ در شهر کلن آلمان

شورای شهر کلن المان با اکثریت آراء اعمار مسجد بزرگمسلمانان را دراین شهر تصویب نمود و اجازه داد تا این مسجد اعمار گردد .
به زودی کلمۀ توحید از مناره های بلند مسجد بزرگشهر کلن آلمان شنیده خواهد شد .
انتشار خبر اجازۀ اعمار مسجد بزرگ در شهرکلن آلماندرآستانه ماه مبارک رمضان نویدی است برای مسلمانان جهان .
مدت بیش از چند سال است که اعمار این مسجد درشهرکلن جنجال های را از طرف ساکنان این شهرواحزابسیاسی آلمان به دنبال داشته است و به همین منظوراجازۀ اعمارآن به تعویق افتاده بود.
وضعیت مسلمانان پس ار 9 سپتمبر 2001 میلادی و فعالیتمراکز اسلامی در کشور های اروپایی نسبت به قبل از حادثۀ 11 سپتمبر چالش های را در قبالداشته و مخالفت های بعضی از مردم نسبت به فعالیت ها و اجتماعات مسلمانان در آلمان وسایرکشور های اروپایی بروز نموده است .
اعتراضات و تظاهرات مردم جهت اعمار این مسجد بزرگدر شهر کلن آلمان و پخش شبنامه های خشن و توهین آمیز و ترتیب دادن محافل خورد و بزرگ علیه اعمار اینمسجد همیشه وجود داشته است و هنوز هم مخالفان دست از برگزاری تظاهرات و مخالفت ها برنداشتهوعلیه تصمیم شورای شهر کلن که اجازۀ اعمار آنرا تصویب نموده است همچنان ادامه دارد.
نه تنها اکثریت مردم شهر کلن بلکه حزب بر سر اقتدار آلمان یعنی دموکرات مسیحی که والیشهر کلن نیز عضو این حزب میباشد با اعمار این مسجد مخالفت نشان داده اند ولی بالاخرهوالی شهر کلن در کنار سایر احزاب سیاسی آلمان مانند سوسیال دموکرات ها ، حزب دمکراتآزاد و حزب سبزها موافقت خود را برخلاف نظر حزب اش که شدیدا مخالف اعمار مسجد میباشد به اعمار این مسجد بزرگ موافقت نموده است .
مسلمانان مقیم آلمان واکنش های منفی ساکنان شهر کلنآلمان را برای ساخت این مسجد بزرگ چندان با دوام نمی دانند و براین باور اند ، که ایناعتراضهای بی مورد به زودی خاتمه می یابد .
تعداد جمعیت مسلمانان آلمان به 3 ملیون نفر میرسدکه اغلب آنان ترک های ترکیه را تشکیل میدهد که تعدادی از آنان پس از جنگ جهانی دومبنا به قرار داد های کاری با آلمان به این کشور آمده اند .
مسلمانان در آلمان که تا حال در پارکنگها ، زیر زمینهها و کارحانه های قدیمی و دیگر اماکن نا مناسب نماز و عبادت می نمودند اکنون به علتآ نکه میخواهند نیایشگاهی برای عبادت خود بنا کنند مورد تهدید ، سوءظن و نگرانی اروپاییانقرار گرفته اند حتا بعضی از مخالفان ، این مسجد را به عنوان اسلامی شدن در اروپا نفیکرده و بعضی ها اظهار میدارند ، که مناره های بلند این مسجد چشم انداز شهر را نامناسبجلوه میدهد .
ولی خوشبختانه اینک تمام موانع برطرف گردیده و اجازۀ اعمار تصویب گردیده است این مسجد بنا به گزارشات تا اواخر سال 2009 میلادیخاتمه خواهد یافت .
این مسجد یکی از بزرگترین مراکز اسلامی در آلمانمیباشد که در جوار کلیسای جامع و معروف شهر کلن ساحته میشود و مصرف آن بیش از 30 ملیوندالرتخمین شده ، که مصرف پول آن از بانکهاقرضه گرفته شده و مقداری نیز زریعه بیش از 800 انجمن و مرکز اسلامی تآمین گردیده است .
مناره های این مسجد 183 فوت یا 55 متربربع ارتفاع داشته وگنبد بزرگ و زیبای آن 45 متر بلندی داردکه در اروپا چنین مسجد یزرگی ساخته نشده است و گنجایش بیش از 4000 نماز گزار را دارد.
معماری این مسجد با عظمت را ( پاول بوم ) معمار مشهور کلیساء ها به عهده دارد این مسجد درفضای 20 هزار متر مربع همراه با یک مرکز تجارتیو مرکز فرهنگی و سایرامکانات علمی واجتماعی میباشد ، که به زودی ایجاد خواهد گردید.
بنای این مسجد درشهرکلن آنقدر زیبا وبلند است ، کهآلمانی ها آنرا ( کلیسای دوم شهر ) نام نهاده اند.
نا گفته نماند که بزرگترین ، قدیمی ترین و بلند ترین کلیسای آلمان در شهر کلنموقعیت دارد که سالانه حدود 6 ملیون نفر از آن دیدن میکنند .
در ضمن ناگفته نباید گذاشت که در آلمان جمعا صد هامسجد یا چیزی مشابع به آن و مراکز فرهنگی وجود دارد که مسلمانان بدون مشکلات و ممانعت ازطرف دولت ( تا جایکه تبلیغ به خشونت نباشد ) مشغول مراسم دینیخود میباشند .
افغان ها در چندین شهر بزرگ آلمان مساجد و مراکزاسلامی در اختیار دارند که در آن آزادانه مشغول برگزاری مراسم ماه مبارک رمضان ، ماه محرم ، مراسم فاتحه و تجلیل از سایرروز های مذهبی و ملی خود میباشند .
بزرگترین این مساجد در شهرهای هامبورگ ، فرانکفرت ، منشن ؛ هانور ،کسل ، کلن و سایر شهر های آلمان موقعیت دارد.
دو مرگز مهم افغان ها در شهر هامبورگ وجود دارد یکیبنام (مسجد حضرت بلال ) که در ماه مبارک رمضانتا سه هزار نفر برای مراسم شنیدن قران شریف سخنرانی ها وانجام نماز و تعدادی زیادی نیز برای صرف افطارشرکت میکنند البته سایر مراسم دینی نیزبرگزار میگردد در کنار این مراسم تعلیم زبان های فارسی وپشتو آموزش قرآن کریم و کورس های سواد آموزی نیز برای بزرگسالان وجود داردکه توسط معلمین تحصیل کرده و با تجربه تدریس میگردد یکی از اهداف مهم این مساجد و مراکزاسلامی متوجه ساختن جوانان و نوجوانان پسرو دختربه فرهنگ اصیل اسلامی و ملی ما میباشد تا تاریخ وافتخارات وطن خود را فراموشنکنند .
مسجد بزرگ دیگردر شهرهامبورگ بنام مسجد ( حضرت ابراهیمخلیل الله ) که تعداد زیادی از نمازگذاران در آن شرکت میکنند این مسجد نیز برای مراسمماه مبارک رمضان و دیگر مراسم دینی درخدمت افغان ها قرار دارد و معلمین ورزیده برایتدریس زبان های ملی افغانستان به اطفال محاجر افغان مشغول اند یکی از این معلمین ممتازخانم فاطمه صایقه احراری هروی میباشد ، که بیش از 40 سال در مکاتب افغانستان خصوصادر ولایت کابل و هرات مشغول خدمت بوده و اینک به تدریس ادبیات فارسی و علوم دینی دراین مرکز میپردازد .
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان برای تمام مسلمانان جهانمبارک باد .
منجم زاده برلین آلمان

منبع: سایت  شبکه اطلاع رسانی افغانستان.

---------------

+ نوشته شده توسط rawof در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 و ساعت 13:11 |
باغ بابر، پانصد سال در گمنامی
 

 
 
باغ بابر کابل
این باغ پس از تاسیس تا حدود بیش از چهارصد سال دیگر تفرجگاه فرمانروایان و شاهان مختلف بود
باغ تاریخی بابر اخیراً بازسازی شده و با آن که روزانه صدها نفر از آن بازدید می کنند تنها افراد کمی از گذشته آن آگاهی دارند.

امان الله صاحب زاده، رئیس موسسه باغ بابر می گوید در روزهای عادی بیش از ۵۰۰ نفر و در روزهای تعطیل تا ۹ هزار نفر به این باغ می آیند.

رئیس موسسه باغ بابر می گوید بازدیدکنندگان باغ را مردم شهر کابل، خانواده ها، خارجی ها و جهانگردان تشکیل می دهند.

بسیاری از کسانی که وارد این باغ می شوند، می گویند برای تفریح می آیند و به ساختمانهای تاریخی ای این باغ، کمتر توجه می کنند.

فیض محمد، که با خانواده خود به باغ بابرآمده بود، گفت از تاریخچه آن، اطلاعی ندارد. خانواده هایی که به این باغ می آیند به محل ویژه ای می روند و بیشتر در سایه درختان سرگرم تفریح می شوند.

شمار کمی هم هستند که از ساختمانهای تاریخی در باغ بابر، دیدن می کنند و تابلوهای راهنمای باغ را می خوانند. آقای صاحب زاده می گوید دو نفر را برای راهنمایی بازدیدکنندگان باغ گماشته است.
رازناک

آرامگاه بابر
آرامگاه بابر
 باغ بابر تنها یک باغ با چند درخت نیست؛ آرامگاه ظهیرالدین محمدبابر و چند ساختمان تاریخی هم در میان آن قرار دارد که از اهمیت تاریخی زیادی برخوردار است
 
باغ بابر از قدیمی ترین باغهای کابل است که بخشی از تاریخ این شهر را با خود دارد. این باغ را ظهیرالدین محمد بابر، بنیانگذار امپراتوری گورگانیان هند، پس از آن که کابل را در ۱۵۰۴ (۹۱۰ هجری قمری) به تصرف خود در آورد، احداث کرد.

این باغ، حدود چهارصد سال دیگر تفرجگاه فرمانروایان و شاهان مختلف بود. برخی از این فرمانروایان ساختمانهای جدید به این باغ افزودند.

باغ بابر مانند دیگر ساختمانهای سلطنتی، برای صدها سال رازناک و مرموز بود و کسی اجازه ورود به آن را نداشت. دروازه های باغ بابر در سال ۱۹۳۰، در زمان حکومت نادر خان، به روی مردم گشوده شد و به تفریحگاه عمومی تبدیل شد.

باغ بابر تنها یک باغ با چند درخت نیست؛ آرامگاه بابر و چند ساختمان تاریخی هم در میان آن قرار دارد که از اهمیت تاریخی زیادی برخوردار است.

موقعیت جغرافیایی باغ هم به اهمیت آن افزوده است. این باغ در دامنه غربی کوه شیردروازه چشم انداز قشنگی به سوی شهر دارد. بخش وسیعی از غرب شهر کابل و همچنین قسمت هایی از رود خانه کابل، که از دامنه باغ می گذرد، از باغ بابر به خوبی دیده می شوند.

احتمالاً موقعیت زیبای این منطقه باعث شده بوده که ذوق طبیعت گرای بابر برانگیخته شود و او دست به ساختن باغی در آن جا بزند.

بابر

مسجد مرمر در باغ بابر
شاه جهان در کنار آرامگاه پدرش مسجد کوچکی از سنگ مرمر ساخت
بابر در جوانی پس از تصرف کابل به زودی شیفته طبیعت و آب و هوای این شهر می شود. او در کتاب" تزک بابری" (بابرنامه) از طبیعت دل انگیز کابل به خوبی یاد کرده است.

این شاه مغولی، کابل را به عنوان پایتخت تابستانی خود برگزید و قلمرو وسیع امپراتوری خود را که از آسیای میانه و خراسان تا بخشهای از شبه قاره هند گسترده بود، از همین جا اداره می کرد.

بابر پسرعمر شیخ، از نوادگان امیر تیمور و قتلغ نگار خانم، از نوادگان چنگیز خان است. او در۱۴ فبروری ۱۴۸۳ میلادی ( ششم محرم ۸۸۸ ه ق) در فرغانه به دنیا آمد.

بابر در یازده سالگی وارث فرمانروایی پدر شد و پس از جنگهای بسیار با فرمانروایان ازبک و تاتار در آسیای میانه، در ۲۱ سالگی رو به سوی کابل و سرزمین افسانه ای هند نهاد.

بابر در سال ۹۳۲ ابراهیم لودی را در دهلی شکست داد و امپراتوری کورگانی هند را بنیان نهاد و در ۲۶ دسامبر ۱۵۳۰ (۹۳۷ ه ق) در شهر آگره در هند پس از ۳۸ سال سلطنت درگذشت.

ابتدا جسد او را در شهر جمنا به خاک سپردند؛ اما شاه جهان پسر او پس از نزدیک به ده سال استخوانهای او را بنا به وصیت خود او به کابل منتقل کرد و در باغی که خود او ساخته بود،(باغ بابر) دفن کرد.

منظره استثنایی

شاه جهان در کنار آرامگاه پدرش مسجد کوچکی را از سنگ مرمر ساخت و آرامگاه او را هم با محوطه کوچک مرمرین از حریم مسجد جدا کرد.

در این باغ نشانه هایی از دلبستگیها و علاقه مندیهای بابر به زیباییهای طبیعی به جا مانده و تا اکنون حفظ شده است.

استخر باغ با ساختمان پلکانی آن منظره استثنایی را به وجود آورده است. زمانی که استخر از آب پر می شود، آب آن به حوضهای کوچک پایین آن از راه آبرو مرمرین سفید سرازیر می شود.

در دامنه باغ ساختمان دو طبقه خشتی با مهندسی ویژه ای است که گفته می شود شاه جهان آن را برای توقف کاروانهای بازرگانی ساخته بوده است.

آقای صاحب زاده، رئیس موسسه باغ بابر می گوید در بخشی از این کاروانسرا جایی برای افراد فقیر و بی پناه کابل قدیم اختصاص داده شده بوده و آنان در آن می آسودند.

آقای صاحب زاده می گوید این کاروانسرا، در حوادث مختلف کاملاً از بین رفته بود و در سالهای اخیر با مواد ساده محلی دو باره به شکل گذشته آن ساخته شده است.

این ساختمان اکنون هم به نام کاروانسرا یاد می شود و دفاتر اداری و موزیم (موزه) باغ در داخل همین کاروانسرا قرار دارد. اکنون همه کسانی که وارد این باغ می شوند، از داخل همین کاروانسرا می گذرند.

کاروانسروا
کاروانسرای باغ بابر
 در دامنه باغ ساختمان دو طبقه خشتی با مهندسی ویژه ای است که گفته می شود شاه جهان آن را برای توقف کاروانهای بازرگانی ساخته بود.
 
در سال ۱۸۸۰ امیر عبدالرحمان خان دو ساختمان دیگر در داخل باغ بابر ساخت و بیشتر خانواده او از این ساختمان ها استفاده می کرد. اکنون یکی از این ساختمانها که در گوشه جنوب شرقی باغ قرار دارد به نام "قصر ملکه" معروف است و ساختمان دومی که در سالهای گذشته به عنوان غذاخوری از آن استفاده می شده اکنون به نام پاویلیون (سرایه) یاد می شود.

آقای صاحب زاده می گوید در حال حاضر پاویلیون باغ یکی از محل های تجارتی باغ است و در آن مراسم و کنفرانسهایی در بدل پول برگذار می شود. این ساختمان پایین تر از مسجد مرمر قرار دارد.

به دور مجتمع ساختمانها، استخر، گلخانه، گلزارها و درختان باغ بابر یک محوطه خشتی کشیده شده که تا سه متر بلندا دارد. محوطه باغ بابر بیش از یازده هکتار مساحت دارد.

بازسازی

بازسازی باغ بابر از سال 2002 با همکاری بنیاد فرهنگی آقاخان آغاز شد و در حال حاضر در حال پایان یافتن است. اکنون این باغ به حال نخست خود بازگشته است.

آقای صاحب زاده می گوید این باغ را شورای نه نفری به اساس قراردادی که بنیاد آقاخان با دولت افغانستان امضا کرده، اداره می کند.

او گفت کسانی که به این باغ می آیند، در بدل دریافت تکت (بلیت) دخولی، پول می پردازند. و این پول، برای اداره و نگهداری باغ به مصرف می رسد.

باغ بابر تنها میراث تاریخی کابل است که در حال حاضر در وضعیت خوبی قرار دارد.

+ نوشته شده توسط rawof در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 12:46 |
                                                
دومین کارخانه ذوب آهن افغانستان 'در راه است'
 
آهن (آرشیو)
این دومین کارخانه ذوب آهن است که اجازه فعالیت در افغانستان را بدست می آورد
دولت افغانستان اجازه ساخت یک کارخانه بزرگ ذوب آهن را صادر کرده است. این کارخانه که قرار است با هزینه پانزده میلیون دلار ساخته شود، قادر خواهد بود در بیست و چهار ساعت دوصد تن آهن را ذوب کند.

پیش از این یک کارخانه بزرگ ذوب آهن نیز در غرب افغانستان شروع به فعالیت کرده و روزانه صدها تن آهن را ذوب می کند.

مقامات افغان از سرمایه گذاری در این زمینه استقبال کرده و می گویند که این اقدام، افغانستان را تا حد زیادی از وابستگی به آهن وارداتی نجات خواهد داد.

این دومین کارخانه ذوب آهن است که در افغانستان اجازه فعالیت بدست می آورد.

این کارخانه قرار است بزودی در شهر شمالی مزارشریف از سوی یک سرمایه گذار افغان ساخته شود.

مقامات می گویند کار احداث این کارخانه به دو شرکت هندی سپرده شده است.

آهن پاره ها

عمر ذاخیلوال، رئیس اداره حمایت از سرمایه گذاری در افغانستان – آیسا - می گوید در حال حاضر دولت افغانستان آماده است دو میلیون تن وسایل آهنی مستعمل و فرسوده را به کارخانه های ذوب آهن بفروشد.

خودکفایی؟
یک کارخانه تولیدی در کابل
 مقامات افغان باور دارند که احداث این کارخانه، افغانستان را تا حد زیادی از وابستگی به آهن وارداتی نجات خواهد داد
 
آقای ذاخیلوال می گوید: "در قدم اول ما تقریبا یک و نیم تا دو میلیون تن آهن داغمه دار (آهن پاره) در داخل کشور داریم و چندی قبل حکومت تصمیم گرفت که آن را تنها به سرمایه گذاران داخلی که در زمینه ذوب و پروسس آهن در داخل کشور سرمایه گذاری می کنند به فروش برساند."

او می افزاید: "ما نخواهیم گذاشت که این آهن پاره ها به خارج صادر شوند."

آقای ذاخیلوال می افزاید کارخانه های مذکور می توانند از این آهن آلات وسایل مختلف ساختمانی مورد نیاز تولید کنند.

رئیس اداره حمایت از سرمایه گذاری در افغانستان معتقد است که وسایل آهنی تولید شده در داخل کشور در مقایسه با اقلام وارداتی از کیفیت خوبی برخوردار است.

مقامات افغان دلیل انتخاب شهر مزار شریف برای احداث کارخانه جدید ذوب آهن را موجودیت منابع مورد نیاز برای فعالیت کارخانه مذکور در این شهر می دانند.

پیش از این یک کارخانه بزرگ ذوب آهن با سرمایه چهل میلیون دلار در ولایت هرات شروع به فعالیت کرده که قادر است در یک شبانه روز نزدیک به پانصد تن آهن را ذوب کرده و به وسایل مختلف تبدیل کند.

+ نوشته شده توسط rawof در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 19:2 |
      

کانديد شدن سيما سمر رئيس کميسيون مستقل حقوق بشر در افغانستان براي احراز پست کميسر عالي سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر

   22/1/1387
دولت افغانستان، سيما سمر، رئيس کميسيون مستقل حقوق بشر را براي احراز پست کميسر عالي سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر نامزد کرده است.
به اساس گزارش خبرگزاري بي بي سي، دراعلاميه اي که وزارت خارجه منتشر کرده آمده است که انتخاب خانم سمر در اين مقام، انتخاب بي نهايت شايسته خواهد بود.
دکتر سيما سمر، در سال 1957 ميلادي در ولايت غزني بدنيا آمد و تحصيلات خود را در رشته طب در دانشگاه کابل به پايان رساند.
او از سال 1984 تا 2002 ميلادي، زماني که افغانستان درگير جنگ بود، در خارج از اين کشور اقامت داشت و درعرصه هاي اجتماعي به پناهجويان افغان در کشورهاي خارجي کمک مي کرد.
پس از فروپاشي حکومت طالبان در افغانستان، سيما سمر در دسامبر سال 2002 ميلادي، از سوي گروههاي افغان شرکت کننده در اجلاس بن و سازمان ملل متحد به عنوان معاون رئيس دولت و بعد نخستين وزير امور زنان افغانستان برگزيده شد.
خانم سمر بعد از پايان کار دولت موقت افغانستان، به عنوان رئيس کميسيون مستقل حقوق بشر اين کشور منصوب شد.
او حالا در عين زمان، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در سودان است.
خانم سمر تا حالا دهها جايزه بين المللي را در عرصه فعاليت هاي حقوق بشري از آن خود کرده است.
وزارت خارجه افغانستان در اعلاميه خود ازکشورهاي دوست تقاضا کرده که از نامزدي خانم سمر براي احراز پست کميسر عالي سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر، حمايت کنند.
از سال 2004 ميلادي تا حالا، لوئيز آربور، از کشور فرانسه در اين پست کار کرده است.
+ نوشته شده توسط rawof در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 20:9 |
      برایان بنت, مجله تایم, 22/02/2008.
طیب جواد، سفیر افغانستان در آمریکا در حالی که با نشانه گر به نقشه کشورش اشاره می کرد، با شوخی گفت:"ما که این همسایه ها را انتخاب نکردیم". وی در حال توضیح دادن در باره ی شرایط سیاسی کشورش و منطقه برای تعداد بسیاری از تحلیلگران بود، که با پرسشی درباره نقش ایران در شرایط داخلی افغانستان مواجه شد.همان زمان شوخی متوقف شده و طیب جواد گفت:"ایران بیش از پیش، به یک قدرت مخاصمه گر تبدیل شده است."

افغانستان با شرایط سختی رودرو است. این کشور برای حفظ امنیت خود به آمریکا و ناتو متکی است و در همین حال بیشترین مرز مشترک را با ایران دارد. افغانستان با همراهی با آمریکا، برای مدتی طولانی است که با ایران تفاهم کردند که رقابت خود با آمریکا را در خاک افغانستان نشان ندهد. برای چندین سال هم این تفاهم محترم شمرده شده است. ایران که از حامیان جبهه اتئلاف شمال در زمان جنگ داخلی با طالبان در افغانستان بود، به سقوط طالبان کمک کرد.

ضمن این که ایران بیش از هر کشور دیگری در همسایگی افغانستان، به بازسازی این کشور کمک کرده است.در شش سال گذشته، ایران میلیون ها دلار به افغانستان تزریق کرده و در استان های غربی افغانستان مراکز درمانی، جاده، مدرسه ساخته و دکل انتقال برق هم درست کرده است. یک مقام وزارت خارجه آمریکا که این اطلاعات را در اختيار "تایم" قرارداد، با اين حال تاکید کرد:" بیش از همه و مهم تر این که، ایرانی ها پول زیادی خرج روسای قبایل نواحی غرب افغانستان می کنند تا به ان ها بگویند که شاید آمریکایی ها برای ده یا بیست سال این جا باشند، ولی ما (ایران) برای همیشه این جا هستیم."

اما در شش ماه گذشته سیاست های ایران در افغانستان کمی تغییر کرده است و نیروهای ناتو و آمریکا در افغانستان، محموله هایی را ردیابی کرده اند که نشان از سلاح های ساخت ایران در افغانستان دارد. از جمله این سلاح ها می توان به گلوله های خمپاره، مواد منفجره پلاستیکی که برای انفجار خودروهای زرهی سنگین در عراق به کار می رود، اشاره کرد.

ویلیام وود، سفیر آمریکا در افغانستان روز 31 ژانویه گفت:" جای هیچ ابهامي نیست که عوامل ناامنی در افغانستان، سلاح های خود را از ایران تهیه کرده اند." یک مقام رسمی وزارت خارجه آمریکا هم می گوید:"کشف نخستین محموله سلاح های ساخت ایران در افغانستان در آوریل سال گذشته، شوک بزرگی را در درون سیستم ـ تاکنون جاری ـ وارد کرد." ایران مشغول کاری بیش از آن است که بتوان آن را به بالابردن نفوذ درغرب افغانستان تعبیر کرد. پس از آن و شاید به عنوان نشانه ای برای یادآوری به حامد کرزای، رییس جمهوری افغانستان، ایران حدود 130 هزار پناهنده افغانی را از ایران اخراج کرد آن هم در حالی که زمستان سختی افغانستان را فراگرفته بود و کمبود مسکن و غذا در همه جای افغانستان مشهود بود. پس از گذشت دو دهه جنگ در افغانستان، در حال حاضر حدود یک میلیون پناهنده افغانی در ایران زندگی می کنند و افغانستان هنوز توانایی این را ندارد که این عده را دوباره در کشور پذیرا شود. پس از درخواست شخصی حامد کرزای از محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران، روند اخراج پناهندگان افغانی متوقف شد.هرچند هنوز مشخص نیست ایران در برابر توقف اخراج پناهندگان، چه چیزی تقاضا کرده و یا گرفته است.یک مقام رسمی آمریکایی می گوید:"روند بازگشت پناهندگان به افغانستان، آشکارا پیامی است از سوی ایران به مقامات افغانستان و این که ما از روابط شما با آمریکا، راضی نیستیم."

عملکردهای اخیر ایران، جا را برای واکنش "باز"های جنگ طلب در واشینگتن باز کرده که به دنبال این هستند که نقش ایران در منطقه را شیطانی و خطرناک توصیف کنند.امریکن انترپرایز انستیتو، از مراکز پژوهشی محافظه کار آمریکایی، در گزارشی تازه، به نقش ایران در خاورمیانه و آسیای مرکزی اشاره کرده است. در این گزارش آمده:" به طور قطع ایران بخشی از سلاح های طالبان در افغانستان را تامین می کند."

همه این ها، افغانستان را در وسط این معرکه می گذارد. افغانستان به کمک ایران نیاز دارد تا زیرساخت های استان های شرقی خود را تقویت کند و سابقه طولانی از روابط خوب با ایران دارد. اما کابل می داند که شرط همراهی ایران، دست شستن از آمریکا و ناتو است و آخرین چیزی که کرزای آرزو می کند این است که بخواهد بین آمریکا و ایران، یکی را انتخاب کند. طیب جواد، سفیر افغانستان در آمریکا می گوید:"ایران هم نقش سازنده در افغانستان دارد و هم نقش مخرب. و با اصرار بر این سیاست، سعی دارد کابل را در گوشه ای اسیر کند، این رفتار در شان یک کشور همسایه، نیست."■

مترجم:کامیار توانمند

برایان بنت, مجله تایم, 22/02/2008.

 
+ نوشته شده توسط rawof در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 13:0 |
                       
خدمات اینترنتی در افغانستان گسترش می یابد
 

 
 
یک کافی نت در افغانستان
بطور میانگین، روزانه پانصد هزار نفر در افغانستان از خدمات اینترنتی استفاده می کنند
وزارت مخابرات افغانستان می گوید تا شش ماه دیگر اینترنت و تلفنهای دیجیتال بی سیم، در سراسر مراکز ولایات افغانستان قابل دسترس خواهد بود.

این برنامه ده میلیون دلار هزینه می برد که از محل بودجه انکشافی این وزارت پرداخت خواهد شد.

وزارت مخابرات افغانستان، قرارداد اجرای این پروژه را با دو شرکت چینی امضا کرده است.

بریالی حسام، معاون وزارت مخابرات می گوید خدمات اینترنتی در ولایات افغانستان، تا حالا سراسری نبوده است و تنها به چند ولایت محدود می شود.

اما به گفته آقای حسام، با اجرای پروژه جدید، اینترنت و تلفن های دیجیتال بی سیم به تمامی مراکز سی و چهار ولایت افغانستان گسترش خواهد کرد.

'بیشترین سرمایه گذاری'

این برنامه شامل وصل ولسوالی ها و مناطق روستایی به مراکز ولایات نمی شود.

مقامات می گویند برای اجرای این طرح، به سرمایه گذاری و زمان بیشتری نیاز است.

یکی از عرصه هایی که در افغانستان بیشترین سرمایه گذاری در آن صورت گرفته، مخابرات است.

هم اکنون بیش از چهار میلیون نفر در افغانستان به تلفن های همراه دسترسی دارند، در حالی که شش سال پیش، وضعیت مخابرات و ارتباطات در این کشور در بدترین وضعیت ممکن قرار داشت.

هم اکنون براساس آمار رسمی وزارت مخابرات، بیش از هشتاد درصد مردم افغانستان تحت پوشش خدمات مخابراتی قرار دارند.

وزارت مخابرات همچنین می گوید در حال حاضر به شکل متوسط، روزانه پانصد هزار نفر در این کشور از خدمات اینترنتی استفاده می کنند.

+ نوشته شده توسط rawof در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 20:30 |

نامه سر گشاده جمعي از افغانهاي مقيم اروپا

   14/9/1386
بسم الله الرحمن الرحيم


نامه سر گشاده جمعي از افغانهاي مقيم اروپا عنواني وزارت امور خارجه ، دفتر رياست جمهوري و پارلمان افغانستان در مورد عملکرد سفراي افغانستان
رونوشتها:
سفارتهاي افغانستان در پاريس، برلين، لندن، رم و اسلو
جنرال قونسلگريهاي افغانستان در هالند و بن
دفتر ساحوي ملل متحد درکابل ( يونما)


با توجه به تحولات عظيم سالهاي اخير افغانستان و نيز با اذعان به فرو ريختن هيمنه استبداد و انحصار تاريخي که درد استخوانسوزآن پيکره آحاد مردم افغانستان را رنجور نموده و ياد آوري آن دوره هاي تاريک قرون وسطايي نيز نبايد در زمانه ايکه قرار است همه چيز را از نو آغاز نمود، زمزمه گردد، متاسفانه کساني وجود دارند که بر خلاف روند آغاز شده از « بن » و حرکت به سوي ايجاد جامعه جديد مبتني بر احترام به نقش همه اقوام و طوايف افغانستان و رفتن به سوي دموکراسي و تقويت پايه هاي جامعه نو پاي مدني در تلاش حرکت به قهقرا و جد وجهد براي پيوستن به قافله از پا افتاده استبداد قومي مي باشند.
نمونه بارز اين روند، حرکت ضد ملي و تکروانه ايست که درقالب دعوتها، بر گزاري محافل، تجليل مناسبتهاي خاص و بايکوت و عدم دعوت از ساير اقوام افغانستان از مدتي به اين سو از جانب سفارت افغانستان در لندن آغاز يافته و جلوه هاي مشابه آن در آلمان و فرانسه نيز به کرات به مشاهده رسيده است. تمام تلاش و کوشش سفير وتيم قومي آن در جهت هر چه پر رنگ ساختن جبهه گيرهاي قومي و تباري خلاصه گشته وکليه امکانات سفارت افغانستان درا ختيار طيفهاي معيني قرار گرفته است که يا رفيق گرمابه و گلستان سفير ويا از زمره همتباران آن مي باشند. اين حرکت ضد ملي سفيرو مامورين تحت امرش ازآنجايکه به خاندان اشرافيت خاصي منسوب بوده و حضور اقوام ديگر در جهان بيني اين ته ماندگان اشرافيت قبيله يي ، محلي از اعراب ندارد، دور از واقعيت جلوه نمي نمايد، ولي اتخاذ چنين مواضع سخيف و مخالف وحدت ملي از آدرس نماينده گي رسمي دولت منتخب افغانستان که در نتيجه انتخابات آزاد و مردمي بوجود آمده و مشروعيت آن نيزاز آراء جمعي ملت افغانستان بدست آمده است، ضربه جبران ناپذيري به آبروي نظام کنوني افغانستان تلقي شده وبه هيج عنوان قابل توجيه نخواهد بود.
واقعيت اين است که نمايندگان قونسلي و سياسي افغانستان در اروپا, پيش از آنکه نماينده گان و سفراي صادق دولت و مردم افغانستان باشند, نمايندگان قبيله و تبار معيني مي باشند که خود بدان تعلق دارند. گستره ديد و جهان بيني اين نوع سفرا به اندازه ايست که از جغرافياي محل تولد خود به مقياس يک ميليمتر هم فراتر ديده نمي توانند. در بينش چنين رجاله هاي افراد ديگر مناطق افغانستان ، نامطلوب ، بيگانه و نتيجتا نامحرم تلقي مي شوند. بگذاريم وبگذريم که دامن اين نمايندگان که در نتيجه اصلاحات پر طمطراق وزارت خارجه بر نمايندگيهاي افغانستان مسلط شده اند به چه فسادهاي ديگري آلوده اند که انتسابشان حتي به ملت فقير، انقلابي اما با ديانت افغانستان ننگ و جفاي بزرگي محسوب مي گردد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط rawof در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 20:1 |
کارگران معدن در افغانستان
سالانه بیش از چهارصد میلیون دلار از بابت مالیه و استخراج معدن مس عینک عاید دولت افغانستان خواهد شد
یک شرکت چینی، با هزینه سه و نیم میلیارد دلاری، کار استخراج معدن مس 'عینک' در شرق افغانستان را آغاز می کند.

این شرکت قرارداد استخراج معدن مس افغانستان را در رقابت تجاری با سیزده شرکت خارجی دیگر بدست آورده است.

شرکت برنده، هشتصد میلیون دلار به عنوان تضمین برای آغاز کار استخراج معدن مس عینک به دولت افغانستان داده است.

قرار است این شرکت برای انتقال مس تولید شده از معدن عینک به خارج از افغانستان، در یکی از شهرهای این کشور راه آهن احداث کند.

معدن مس عينک در ۴۰ کيلومتری شمال کابل در ولايت لوگر واقع است که به گفته مسئولان وزارت معادن و صنايع افغانستان به دو بخش مرکزی و غربی تقسيم می شود.

وزارت معادن و صنايع افغانستان می گويد معدن مس عينک لوگر از جمله معادن بزرگ مس جهان است که استخراج آن به غنای اقتصادی این کشور کمک زیادی خواهد کرد.

'پر منفعت'

انتظار می رود هر سال بیش از چهارصد میلیون دلار از محل دریافت مالیات و استخراج معدن مس عینک عاید دولت افغانستان شود و برعلاوه آغاز به کار این پروژه زمینه اشتغال را برای هزاران افغان فراهم خواهد کرد.

در کنار این، شرکت چینی کارخانه تولید انرژی برق حرارتی با ظرفیت ۴۰۰ مگاوات خواهد ساخت که نیمی از برق تولیدی آن برای استخراج معدن مصرف خواهد شد و نیم دیگر در اختیار مردم محل قرار خواهد گرفت.

بر اساس قرارداد، این شرکت برای انتقال و صدور مس به خارج از افغانستان مکلف به احداث خط آهن از ولایت لوگر تا یکی از مرزهای افغانستان خواهد بود، اما هنوز این نقطه مرزی، مشخص نشده است.

وزیر معادن و صنایع افغانستان این پروژه را آغازی برای جلب سرمایه گذاران خارجی به استخراج سایر معادن این کشور خواند.

وزارت معادن و صنايع افغانستان قبلا گفته بود که پس از استخراج معدن مس عينک، بر آورد شده است که تا ۷۰ سال آينده استخراج آن می تواند ادامه داشته باشد.

ولی با توجه به نا امنی های افغانستان و با توجه به اینکه هم اکنون شماری از معادن در اختیار گروه ها و افراد مسلح قرار دارد، معلوم نیست دولت افغانستان تا چه اندازه موفق به عملی کردن این برنامه ها خواهد شد.

+ نوشته شده توسط rawof در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت 18:3 |
در بحثهای گذشته روند تکوین دولت ملی در افغانستان و نخستین تلاشها در این راستا مورد بررسی قرار گرفت.

در این بخش دوره حاکمیت چپگرایان در دهه بعد از ۱۳۵۷ خورشیدی را با سه صاحب نظر، حبیب منگل، از مقامات سابق حزب دموکراتیک خلق افغانستان، عباس پویا، استاد دانشگاه در آلمان و عارف جویان، پژوهشگر در نروژ به بحث می گیریم.

آقای منگل، در دهه ۵۷ تغیرات قابل توجهی در ساختار و ماهیت قدرت در افغانستان بوجود آمد، برداشت شما به عنوان کسی که از نزدیک شاهد رویدادهای این دورده بودید چیست؟

منگل: بعد از ۱۳۵۷ ضربه سخت بر ساختار سنتی قدرت وارد شد. به عبارت دیگر قدرت از طبقات و اقشار سنتی، ملاکین فئودال، اشرافیت قبیله ای و روحانیت ارتجاعی به طبقات و اقشار بالنده زحمتکشان شهر و ده و طبقات متوسط انتقال یافت.

قدرت نه تنها در درون هیات حاکمه به حلقه دیگری انتقال یافت، بلکه در ماهیت قدرت و خصلت قدرت تغییرات اساسی به وجود آمد. این تغییرات اساسی را ما و شما می توانیم در برنامه حزب دمکراتیک خلق افغانستان که به نام خطوط اساسی وظایف انقلابی جمهوری دمکراتیک افغانستان مطرح شده بود بیابیم. نقاط اساسی برنامه را من فقط به طور مشخص می توانم چنین فرمول بندی کنم: - ایجاد یک دولت مدرن مبتنی بر اراده ملت و قانون مدون.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط rawof در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 18:52 |
      

آيا بند امير را ديده ايد؟ (سکوت معني دار دولت در برابر بند امير)

بند امير يکي از محدود ساحات طبيعي و زيباي سرزمين ما است که شهرت جهاني دارد و در زيبايي و لطافت زبانزد خاص و عام شده است. از زمانه هاي خيلي دور به اين طرف که در خاطره ها باقي است، مردمان سياح و توريست هاي مشهور از هر گوشه و کنار جهان، به ديدن اين بند زيبا وارد افغانستان و ولايت باميان مي شوند. علاوه بر آن، هزارها گروپ مردمي اعم از فرهنگيان، تاجران، محققان و اقشار مختلف مردم از داخل کشور از ساحات مختلف براي باز ديد از اين بند زيبا راهي ولسوالي يکاولنگ مي شوند. موجوديت اين چنين يک منظرهء در پهنهء جغرافياي خشک و لامزروع کوه هاي باميان – يکه ولنگ، حامي و حافظ مطمئن براي حفاظت و مصونيت محيط زيست بوده، اعتدال اقليم اين ساحات از کشور را بيش از پيش تأمين مي نمايد. در يک کلام، بند امير مظهر آشکار قدرت آفريدگار جهان است که از راز قدرت و عظمت خلقت پرده بر ميدارد و شگفتي هاي طبيعت را آشکار مي سازد.
آقاي علي احمد کهزاد و نيز حسن پولادي مولف کتاب " هزاره ها" با ترجمهء علي عالمي کرماني بند امير را از نظر مشخصات و خصوصيات جغرافيايي و طبيعي يکي از اعجوبه هاي هستي تعريف مي کنند. آقاي حسن پولادي در مورد موقعيت جغرافيايي بند امير مي نويسد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط rawof در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 13:2 |
       
    
افغانستان کشوری کوهستانی و محاط به خشکی است که در طول تاريخ مدرن خود مشکلات زيادی بواسطه بی ثباتی و منازعات بی وفقه متحمل شده است، به طوری که شالوده اقتصادی و زيربنايی اين سرزمين از هم پاشيده و ميليونها تن از مردم آن به کشورهای ديگر پناه برده اند.

دولت مبتنی بر دمکراسی نوپای افغانستان با چالشهای زيادی برای توسعه حيطه کنترل خود بر نقاط خارج از کابل پايتخت و برقراری وحدت ملی روبروست.

افغانستان از اهميت استراتژيک زيادی برخوردار است، زيرا ميان منطقه خاورميانه، آسيای ميانه و شبه قاره هند قرار گرفته است و راه قديمی ابريشم از خاک آن می گذرد به همين دليل برسر تصرف آن جنگهای زيادی روی داده است، به رغم آنکه بخشهای گسترده ای از اين کشور را کوهستانها و راههای سخت گذر تشکيل می دهد.

در قرن ۱۹ ميلادی افغانستان به صورت مرکز رقابت امپراتوری های روسيه و بريتانيا برای نفوذ در هند در آمده بود.

نيروهای اشغالگر شوروی در افغانستان
افغانستان در سال 1979 ميلادی به اشغال شوروی سابق درآمد
در سال ۱۹۷۹ نيز با دخالت اتحاد جماهير شوروی سابق که هزاران تن از نيروهای خود را برای حمايت از رژيم هوادار کمونيسم افغانستان به اين کشور گسيل داشت، افغانستان به صورت جبهه جنگ سرد در آمد که برخوردهای بزرگی را با به ميان کشيده شدن پای آمريکا و همسايگان افغانستان در پی داشت.

با خروج نيروهای شوروی سابق از خاک افغانستان، علاقه جامعه بين الملی نيز به افغانستان رو به کاهش گذاشت درحاليکه جنگ داخلی کماکان به شدت ادامه داشت.

به قدرت رسيدن طالبان پس از دو دهه جنگ، ثباتی نسبی برای دوسال به همراه آورد. اما رژيم اسلامی افراطگرای طالبان با انتقادهای زيادی ازسوی جامعه بين المللی روبرو شد.

طالبان که از اکثريت آنها پشتون هستند، با مخالفت ائتلاف جناحهای اقليت افغانستان که مرکزشان در شمال اين کشور بود مواجه شدند.

دولت طالبان که کنترل حدود ۹۰ درصد از خاک افغانستان را تا اواخر سال ۲۰۰۱ در دست داشت، تنها از سوی سه کشور پاکستان، عربستان سعودی و امارات عربی متحده به رسميت شناخته می شد.

اما آنچه طالبان را با جامعه جهانی رودر رو قرار داد، حضور اسامه بن لادن، رهبر شبکه القاعده در خاک افغانستان بود که از طرف آمريکا متهم به طراحی بمب گذاری سفارتخانه های آمريکا در آفريقا در سال ۱۹۹۸و حملات ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ در آمريکا شده بود.

طالبان
رژيم بنيادگرای طالبان، با حمله ائتلاف تحت فرمان آمريکا در سال 2001 سقوط کرد
در پی خودداری طالبان از تحويل دادن اسامه بن لادن، آمريکا دست به بمباران هوايی افغانستان زد که راه را برای بر کناری طالبان از قدرت توسط ائتلاف مخالفان آن هموار ساخت.

در ابتدای سقوط طالبان، ولايات مختلف افغانستان در کنترل فرماندهان محلی بود دولت کابل، تسلط چندانی بر ولايات نداشت.

 

برای دیدن اطلاعات و سایتهای مربوط افغانستان روی ادامه مطالب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط rawof در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 19:5 |

دومين جلسه تامين انرژي برق کابل برگزار گرديد

   20/6/1386
دومين جلسه تامين انرژي واحياي شبکه توزيع برق کابل امروز تحت رياست حامد کرزي رئيس جمهور درارگ رياست جمهوري داير گرديد.
هفته قبل رئيس جمهوري اسلامي افغانستان در نشستي با مسولين وزارت هاي انرژي و آب، ماليه و مشاورين اقتصادي چالشها و راهکارهاي توليد و توريد انرژي برق را به بررسي گرفت و تامين انرژي برق براي شهريان کابل در ايام زمستان را يک مساله حتمي خواند.
درجلسه امروزي که محمد اسماعيل وزيرانرژي وآب، انوارالحق احدي وزير ماليه، داکتر اسحاق نادري مشاوررئيس جمهور در اموراقتصادي، وحيدالله شهراني معين وزارت ماليه، آقاي حسن زاده نماينده شرکت زيمنس و برخي ازمعينان و روساي ادارات مربوطه اشتراک داشتند، انوارالحق احدي وزير ماليه گفت؛ که با فراهم شدن جنراتورها از سوي سازمان ( USID) کمبود قسمي برق در زمستان امسال مرفوع خواهد شد.
موصوف همچنان گفت؛ که احيا و نوسازي شبکه توزيع برق کابل نيازبه حدود يکصد ميليون دالر دارد که اين بودجه ازعوايد وزارت ماليه تامين مي گردد و تا زمستان سال آينده که پروژه انتقال برق از کشورهاي آسياي ميانه به کابل تکميل مي گردد، شبکه توزيع برق کابل نيز با استانداردهاي جديد بازسازي و احيا خواهد شد.
دراين جلسه وزارت انرژي و آب وظيفه گرفت تا هرچه زودتر پروژه احياي شبکه توزيع برق کابل را با جزئيات آماده نموده و جهت تمويل آن به وزارت ماليه بسپارد.

منبع ساست وحدت.

+ نوشته شده توسط rawof در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 17:49 |
 
زنان و کودکان افغان
افغانستان نزدیک به سی سال جنگ را پشت سر گذاشته است
افغانستان در حالی به استقبال روز بین المللی سواد می رود که براساس تخمین صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونسف)، هم اکنون هفتاد و یک درصد مردم این کشور از بی سوادی رنج می برند.

یک سخنگوی یونیسف به بی بی سی گفت که آمار این سازمان، میزان بی سوادی را در میان زنان افغان، تا هشتاد و شش درصد نشان می دهد.

نزدیک به سی سال جنگ در افغانستان، در کنار دیگر مشکلاتی که ایجاد کرد، به وضعیت آموزش و پرورش در این کشور نیز به شدت آسیب رساند.

بیشترین آسیب در این زمینه، در جریان سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ میلادی به آموزش و پرورش افغانستان وارد آمد، سالهایی که گروه طالبان بر افغانستان حاکمیت داشت، دختران و زنان از رفتن به مکتب محروم شدند.

هدف از پیش تعیین شده

با آغاز به کار دولت پس از طالبان در افغانستان، زمینه آموزش برای میلیونها دانش آموز افغان فراهم شد و وزارت معارف اعلام کرد که بیش از شش میلیون دانش آموز مشغول آموزش در مکاتب هستند.

روشن خدیوی، یک سخنگوی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می گوید هر سال به تعداد افراد با سواد در افغانستان افزوده می شود ولی با این همه، به گفته خانم خدیوی، به نظر نمی رسد یونیسف به هدفی که از قبل تا سال 2008 در زمینه بلند بردن سطح سواد در افغانستان تعیین کرده بود، برسد.

او می گوید: "براساس هدفی که یونیسف تعیین کرده بود، باید تا دسامبر سال ۲۰۰۸، شصت درصد مردم افغانستان با سواد باشند، اما اگر واقع بین باشیم، فکر نمی کنم یونسف بتواند تا این مدت، به هدف تعیین شده دست یابد."

خانم خدیوی افزود: "یونیسف تخمین می زند که هم اکنون هفتاد و یک درصد مردم افغانستان از سواد بی بهره هستند و میزان بی سوادی در میان زنان افغان تا هشتاد شش درصد می رسد."

به گفته خانم خدیوی، وضعیت در مناطق روستایی افغانستان به مراتب بدتر است و زمینه رفتن به مکتب برای کودکان افغان در این مناطق، خیلی اندک است.

'قطره در دریا'

'واقع بین'
دانش آموزان افغان در فضای باز
 براساس هدفی که یونیسف تعیین کرده بود، باید تا دسامبر سال ۲۰۰۸، شصت درصد مردم افغانستان با سواد باشند، اما اگر واقع بین باشیم، فکر نمی کنم یونیسف بتواند تا این مدت، به هدف تعیین شده دست یابد
 
روشن خدیوی، یک سخنگوی یونیسف
با این حال، سخنگوی یونیسف می گوید وضعیت رو به بهبود است و به گفته او، امیدواری وجود دارد که در آینده، افراد بیشتری در افغانستان از سواد بهره مند شوند.

براساس آماری که مرکز سواد آموزی کابل در اختیار قرار داده، ظرف نزدیک به شش سال گذشته، نزدیک به دوصد و هفتاد و شش هزار نفر در بیش از ده هزار مرکز سواد آموزی در افغانستان، با خواندن و نوشتن آشنا شده اند.

صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) نیز آنگونه که خانم خدیوی می گوید، ظرف سال جاری به حدود سیزده هزار معلم آموزش داده است.

اما در افغانستان، کشوری که حدود بیست و شش میلیون نفوس دارد، این تلاشها، چون قطره ای در دریا می نماید.

هنوز مکاتب در افغانستان، با کمبود شدید میز، چوکی (صندلی) و اتاق درسی روبروست و در شماری از مکاتب، دانش آموزان در فضای باز درس می خوانند.

آنگونه که مقامات وزارت معارف افغانستان می گويند، هنوز برای بيش از ۵۰ درصد و در برخی ولايات برای حدود هشتاد درصد دانش آموزان، ابتدايی ترين امکانات و حتی ساختمان برای مکتب وجود ندارد. کمبود استاد و معلم مسلکی نيز از ديگر مشکلات اساسی در اين زمينه است.

به گفته مقامات وزارت معارف افغانستان، در حال حاضر برای ۶ میلیون و دوصد هزار دانش آموز، حدود صد و هشتاد هزار معلم وجود دارد؛ یعنی برای هر ۴۰ دانش آموز، یک معلم که بیش از نیمی از این معلمان نیز غیر حرفه ای هستند.

منبع بی بی سی .

+ نوشته شده توسط rawof در شنبه هفدهم شهریور 1386 و ساعت 16:43 |
ورود بی رویه پول افغانی توسط نیروهای آمریکایی

پول افغاني
براساس برخی گزارشها نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان که چندی پیش بمنظور حمایت از ثبات پول افغانی قراردادی امضا کرده بودند اکنون عملا در حال ضربه‌زدن به اقتصاد افغانستان هستند.

گفته‌ می‌شود نیروهای امریکایی پول‌های افغانی چاپ شده در امریکا را با کانتینرها داخل افغانستان کرده و این پول‌های بدون پشتوانه را در بازارهای افغانستان به مصرف می‌رسانند.

این در حالی است که در تاریخ 16 ماه سرطان سال جاری جنرال جاناتان اویس (Col. Jonathan Ivies) قوماندان نیروهای امریکایی در میدان هوایی بگرام تفاهمنامه‌ای را با نورالله دلاوری رییس بانک مرکزی افغانستان به امضا رساند که براساس آن امریکا ماهانه بطور اوسط 40 میلیون دالر از بودجه نظامی خود در افغانستان را به بانک مرکزی افغانستان انتقال می‌دهد.

در همین راستا قرار شد نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان از پول رایج افغانی در کشور استفاده کنند تا به ثبات پولی و افزایش ذخایر اسعاری افغانستان کمک شود.

اما گزارشها حاکی از آن است که امریکایی‌ها از یکطرف این این مبالغ دالری را به بانک مرکزی افغانستان انتقال نداده اند و ازسوی دیگر کانتینرهای پول افغانی چاپ شده در کشور خود را وارد بازار ضعیف اقتصادی افغانستان می‌کنند.

کارشناسان معتقدند که این عمل امریکاییها ضربه بزرگی به اقتصاد افغانستان وارد خواهد کرد.

گفتنی است که در گذشته نیز برخی از قوماندانان قوی در افغانستان اقدام به چاپ پول بدون پشتوانه در کشور برای رفع نیازهای مالی خود کرده بودند که ضربات شدیدی را به اقتصاد کشور وارد کرد.

+ نوشته شده توسط rawof در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 19:5 |
 
 
 
 قانون اساسي
متن کامل قانون اساسی دولت اسلامی افغانستان  

بسم الله الرحمن الرحيم
"الحمدالله رب العالمين و الصلوه و السلام علي سيد الانبياء و المرسلين محمد (ص ) و علي آله و اصحابه اجمعين "

مقدمه 

ما مردم افغانستان :
با ايمان راسخ به ذات پاک خداوند (ج ) و توکل به مشيت حق تعالي واعتقاد به دين مقدس اسلام ، با درک بي عدالتي ها و نابساماني هاى گذشته و مصايب بي شمارى که بر کشورما وارد آمده است ، باتقدير از فداکارى ها، مبارزات تاريخي ، جهاد و مقاومت بر حق تمام مردم افغانستان و ارج گذارى به مقام والاى شهداى راه آزادى کشور، با درک اين که افغانستان واحد و يکپارچه به همه اقوام و مردم اين سرزمين تعلق دارد، با رعايت منشور ملل متحد و با احترام به اعلاميه جهاني حقوق بشر، به منظور تحکيم وحدت ملي و حراست از استقلال، حاکميت ملي و تماميت ارضي کشور، به منظور تاسيس نظام متکي بر اراده مردم و دمکراسي ، به منظور ايجاد جامعه مدني عارى از ظلم ، استبداد، تبعيض و خشونت و مبتني بر قانونمندى ، عدالت اجتماعي ، حفظ کرامت و حقوق انساني و تامين آزادى ها و حقوق اساسي مردم ، به منظور تقويت بنيادهاى سياسي ، اجتماعي ، اقتصادى و دفاعي کشور، به منظور تامين زندگي مرفه و محيط زيست سالم براى همه ساکنان اين سرزمين ، و سرانجام ، به منظور تثبيت جايگاه شايسته افغانستان در خانواده بين المللي ، اين قانون اساسي را مطابق با واقعيت هاى تاريخي ، فرهنگي و اجتماعي کشورو مقتضيات عصر، از طريق نمايندگان منتخب خود در لويه جرگه مورخه چهاردهم جدى سال يک هزار و سيصد و هشتاد و دو هجرى شمسي در شهر کابل تصويب کرديم .
 

فصل اول
 دولت

ماده اول
افغانستان ، دولت جمهورى اسلامي ، مستقل، واحد و غيرقابل تجزيه مي باشد.

ماده دوم
دين دولت جمهورى اسلامي افغانستان ، دين مقدس اسلام است . پيروان ساير اديان در پيروى از دين و اجراى مراسم ديني شان در حدوداحکام قانون آزاد مي باشند.

برای دیدن تمام قانون اساسی بر ادامه مطالب.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط rawof در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 19:23 |
شهر غرنی یکی از ولایات کشور عزیز ما افغانستان می باشد ، که در طی یک دهه اخیر توسط گروه طالبان دچار دگرگونی های شگرفی شده که برهمه گان معلوم است.

google qazni
مردم غیور ولایت ما در زمان طالبان رنج های فراوانی از این گروه دیدن و مردم ما را در تنگناه های غیر اسلامی و انسانی قرار دادند.
گروه متعصب طالبان به خاطر قو م و نژاد خاص ، ظلم های ناروایی را بر مردم این ولایت متتحمل داشتند. که در این جا به یکی از آنها می پردازیم.
زمانی که طالبان زمان نه چندان طلایی خود را در افغانستان می گذراندن، با بستن راه های مواصلاتی به هزاره جات مانع رساندن مواد غذایی و سوختی به مناطق ما شدند . که علاوه بر گران شدن این محصول خدادادی به بیشتر مردم منطقه ضرر های جبران ناپزیری را روا داشتن که نه در اسلام و نه در سرزمین کفر این کار غیر اخلاقی آنها پزیرفته نییست.

Bedrah

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در این جا به اطلاعاتی مهمی در باره اقوام و نژاد هایی شهر غزنی می پردازیم.

Demographics and geography

Ghazni is made up of 19 districts (district capitals are given in parentheses). Note: this is the old district map.
Map showing districts in Ghazni
District name District Center Ethnical data(%) [2]
Ab Band Haji Khel 100% Pashtun
Ajristan Sangar 97% Pashtun, 3% Hazara
Andar Miray 100% Pashtun
Dih Yak Ramak 89% Hazara, 11% Pashtun
Gelan Janda 100% Pashtun
Ghazni city Ghazni 45% pashtun, Hazar30% Tajik, 25% and 5 % Hindu
Giro Pana 100% Pashtun
Jaghori Sange-e-Masha 100% Hazara
Khugiani Khugiani 99.9% Pashtun, 0.1% Hazara, Tajik and Uzbek
Khwaja Umari Kwaja Umari 20% Pashtun, 35% Tajik and 45% Hazara
Shaki 100% hazara
Kakrak 100% hazara
Tukgan 100 hazara
Sarab 85 % hazara
Malistan Malistan 100% Hazara
Muqur Muqur 99% Pashtun, 1% Hazara and Tajik
Nawa Nawa 100% Pashtun
Nawur Du Abi 100% Hazara
Qarabagh Qarabagh 55% Pashtun, 45% Hazara
Rashidan Rashidan 96% Pashtun, 4% Hazara
Waghaz Waghaz Mostly Pashtun
Zana Khan Dado 100% Pashtun

Malistan, Jaghuri, Nawur, parts of Qarabagh, Dih Yak and Jaghatu are part of the Hazara area known as the Hazarajat.

 

+ نوشته شده توسط rawof در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 19:43 |
Arman Website دانلود نرم افزار