تبليغاتX
افغانستان امید دوباره من
    

مهاجرت وتبعات فرهنگی اجتماعی

نويسنده: عادل غلامي خالقيار

تاريخ نشر: 17- 04-2008

براساس كنوانسيون ژنو در سال1951 حقوق پناهندگي در دنيا پذيرفته شده و درسال 1960 كميسارياي عالي امور پناهندگان سازمان ملل متحد رسماً آغاز بكار نمود. اگر چه در طي تقریبا" 50 سال گذشته تعاريف زيادي براي پديده پناهندگي و آوارگي انجام شده است و از آن جمله پروتكل سال 1967 سازمان ملل متحد مي باشد كه پناهندگي را تعريف كرده است، و هر روز وضعيت و موقعيت اين گروه سرگردان در دنيا به تعاريف جديدتري نياز پيدا مي كند.گروهاي ازهموطنان كه همچنان سالهاست در كشورهاي پناهنده پذیر جهان در انتظار جواب پناهندگي خود هستند و يا آنهائيكه جواب رد و عدم قبولي دريافت کرده اند و در انتظار تعيين تكليف از سوي این کشور ها و يا در نهايت در انتظار برگشت اجباري به كشور مبدأ مي باشند.

Daily Images

رويدادهاي پس از دهه هشتاد میلادی در افغانستان وهمچنین کودتا هاو اشغال این کشورتوسط اتحادجماهیرشوروی سابق. افغانستان را دچار بحرانها پی درپی گردانیده است.از سوي ديگر مداخلات کشور های بیگانه که هر کدام برای حفظ منافع متضاد خود به تمویل گروهای تحت نفوذ خویش طی سالهای جنگ می پرداختند. که این وضیعت باعث جنگهای دوام دار گشته در نتیجه زمینه از بین رفتن زیر بناهای ا قتصادی و امنیتی و مصاحب بی شماری برای مردم افغانستان بجا گذاشته است. در همین حال ملیونها انسان به کشورهای دور ونزدیک اقدام  به مهاجرت نمودند.كه گاه با مخاطرات فراوان نيز همراه بوده است.نگاهي دقيق به پديده پناهندگي و آوارگي و براي بهتر شناختن آن شايدعواملي كه منجر به تصميم براي ترك كشور مبدأ و آرزوي زندگي در كشور دیگر ميشود. که يكي از مهمترين عوامل مهاجرت، نبود امنیت مطمعن در افغانستان است. كه بيشترپناهندگان پس از فجایع جنگهای فرسایشی دهه های گذشته با انگيزه نجات جان خود و خوانواده خویش بسوي کشورها ی همسایه و کشور های دیگر پناهنده پذیر اقدام به مهاجرت نمودند كه معمولاً هرخطراتي را نيز متعمل می شدند.نمونه مورد مثال مهاجرت بدليل نبود امنیت در کشور اشاره به مهاجرت گروهي كثير از هموطنان مابه ایران و پاکستان وكشورهاي عربی و ديگر كشورهاي مانند کشور های اروپایی آمریکا وكانادا ویا استرالیا مي باشد كه این روند همچنان بدلیل عدم سبات مطمعن وموجودیت نیروهای طالبان در نواهی ازکشوروهمچنین دیگر گروهای متخاصم به سر قدرت در افغانستان ادامه دارد.


 


براساس كنوانسيون ژنو در سال1951 حقوق پناهندگي در دنيا پذيرفته شده و درسال 1960 كميسارياي عالي امور پناهندگان سازمان ملل متحد رسماً آغاز بكار نمود. اگر چه در طي تقریبا" 50 سال گذشته تعاريف زيادي براي پديده پناهندگي و آوارگي انجام شده است و از آن جمله پروتكل سال 1967 سازمان ملل متحد مي باشد كه پناهندگي را تعريف كرده است، و هر روز وضعيت و موقعيت اين گروه سرگردان در دنيا به تعاريف جديدتري نياز پيدا مي كند.گروهاي ازهموطنان كه همچنان سالهاست در كشورهاي پناهنده پذیر جهان در انتظار جواب پناهندگي خود هستند و يا آنهائيكه جواب رد و عدم قبولي دريافت کرده اند و در انتظار تعيين تكليف از سوي این کشور ها و يا در نهايت در انتظار برگشت اجباري به كشور مبدأ مي باشند.                                                   


 


مهاجرت پديده اي بسيار کهن است که در محيطي غير از جامعه ي اوليه خود، به قصد اقامت به کشور دیگرمي باشد. طبيعي است ‏که در اين صورت واکنش اوليه جامعه ميزبان، تقاضا از مهاجر براي احترام کامل به ارزشها ‏و هنجارهاي نظام حاکم و موجود است.  وارد کردن‏ ‏و تسليم خود به قوانين و داده هاي حاضر در جامعه ميزبان، از اولين ‏شروط و قدمهاي لازم براي تضمين پذيرش مهاجر در بين مردمان جديد است.‏ ‏چگونگي ‏امکان دستيابي به روشي مسالمت آميز در اين تعامل يا هضم فرهنگي، اغلب به سياستها و ‏عملکردهاي هر دو طرف وابسته است.‏ ‏توفيق در اين مرحله باعث جذب مهمان در ‏ فرهنگ ميزبان مي گردد. (دورکهايم جامعه شناس معروف فرانسوي) از آن به ‏انسجام اجتماعي ‏ ياد مي کند.‏ ‏ تعبير او آنست که در جريان اين فرايند افراد قادر خواهند ‏بود به نوعي توافق در شيوه ي اداره جامعه دست يابند.از همین رو در ابتدا بايد مقصود خود را ازمهاجرت روشن کنيم .بخش وسیعی از هموطنان قبل از مهاجرت چندان اطلاع دقیقی از وضع زندگی و مشکلات درخارج از جمله اروپا آمریکا وکانادا ویا استرالیا ندارند و بیشتربه موقیعتهای ا قتصادی ورفاعی آن می اندیشند. در مواقعی بر اساس برخی از ‏پیش داوریها تصمیم به مهاجرت گرفته اند. و پس از طی پروسه مهاجرت شرایط موجود را همساز با ‏خواسته های خود ندیده و در برخی موارد با آسیبهای اجتماعی جبران نا پذیر روبرو بوده اند.


 


پس از مرحله ‏مهاجرت، جذب و جامعه پذيري در محيط جديد،‏ ‏ مجموعه عواملي افراد مهاجر را ‏بسوي يک نوع  گذار هدايت مي کند. اين فرايند گذار مرحله در راستاي همگونی ‏بيشتر با هنجارها و ارزشهاي جامعه ميزبان است. کنار کشيدن هرچه بيشتر از ‏ فرهنگ خودي برای دراز مدت بطوريکه عملا اثري از هويت سابق مهاجر باقي نمي ‏ماند.‏ و‏ شکاف عميق بين فرهنگ سابق و ارزشهاي خودی در اغلب موارد منجر به ظهور ‏نوعي بحران هويت مي گردد. واین فرجام بسيار نگران کننده اي خواهد بود. واين پديده راخود باختگي ‏هويتي می توان ياد کرد.‏يکي از اساسي ترين پرسشهاي در کشور مهاجر پذیر پرسش از علائم ‏هويتي خود است. بسياري از مهاجران بواسطه رنگ چهره، موها، شکل چشمها و نوع زبان،ویا پوشیدن لباس معرف جامعه خود هستند. اين علائم بهمراه ساير نشانه هاي فرهنگي چون: ‏دين، آداب نشست و برخاست، اخلاق ، نوع لهجه، شيوه مراوده و نزاکت، ‏مي توانند حداقل تا يک نسل دوام داشته و در نتيجه معيار هويتي مهاجران محسوب شوند.  در ‏ جامعه امروزی کشورهای مهاجر پذیر از جمله استرالیا که با سیستم چند فرهنگی که بي ترديد هر ملیت ومردم با فرهنگ مردمانش از آن کشورش نماينده میکند.از ديدگاه اجتماعي، مهاجرت و جابجا شدن خاصه جدا شدن از سرزمين مادري و عزيمت به كشوري كاملاً متفاوت و گاه متضاد با فرهنگ و آداب و رسوم سرزمين خودي، امري است كه هميشه با نگرانی همراه بوده است  چرا كه ذات بشر ايجاب مي كند كه قبل هر عملي به عواقب آن بينديشد و آينده را براي خودش ترسيم كند. بسياري از چهره هاي موفق افغانها را در کشورهای پناهنده پذیر فرهنگیان و نیروهای که بدنبال تعصیل هستند که به نوعي همنوايي فکری آنها با نظام ارزشهاي فرهنگی اصلی خود می باشد. فرهنگ یکی از پیچیده ترین واژهای فرهنگ لغات است. فرهنگ دایره وسیعی از نیازهای ‏انسانها را نشان می دهد. در واقع به سخن افلاطون جامعه انسانی از طریق فرهنگ است که متمایز میگردد.

منبع

سایت ارمان

+ نوشته شده توسط rawof در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:26 |
                                     
نقش ارتش در کودتاهای افغانستان
 

 
 
ارتش وقت افغانستان
نظامیان در افغانستان، زمینه های زیادی را برای اجرای کودتاها فراهم کرده اند
اگر به اوضاع سیاسی و اجتماعی افغانستان در چند دهه گذشته نظری بیاندازیم، در خواهیم یافت که زمینه های اجتماعی و روانی وقوع کودتاها در این کشور، توسط نظامیان فراهم شده است.

تمرکز قدرت در دست فرد و یا خانواده مشخصی، نظامیان را بر می انگیخت تا با انگیزه های قدرت طلبانه – نه با هدف خدمت به مردم – دست به اقدام نظامی و یا کودتا بزنند.

نکته مهم این است که در بروز و اجرای کودتاها در افغانستان، انسجام نه چندان مطمئن و ناپایدار ارتش نیز که باعث رسوخ و نفوذ عناصر وابسته به خارج در آن می شد، بی تاثیر نبوده است؛ زیرا می دانیم که ارتش در افغانستان علی الخصوص از روزگار صدارت محمد داوود خان و خاصتا در پی توافق ۱۹۵۶ میان افغانستان و شوروی سابق، از جهات مختلف به آن کشور (شوروی سابق) وابسته شد.

ارتش افغانستان، هم از نگاه تسلیحات و هم از ناحیه آموزش و تربیه کادرها و افراد فنی و حرفه ای، متکی به آن کشور شد و چنانکه بعدا به مشاهده رسید، همین وضعیت، صدمات و آسیب های بزرگی را به ملت و کشور افغانستان وارد کرد.

از جمله آنکه، آموزش دیدگان در آن کشور و نظامیان و افسرانی که می بایست در خدمت دفاع از مملکت و ملت خویش می بودند، به صحنه سیاست و دخالت به سود این و یا آن جریان سیاسی و یا فرد خاص کشانده شدند و وقایع و در واقع فجایع سخت وحشتناکی را سبب شدند.

بارها اسامی افسران و نظامیان بر جسته ای مانند عبدالقادر، پاچا گل وفادار، فیض محمد، محتاط، عظیمی و... را شنیده و یا خوانده ایم که به نفع سردار محمد داوود خان و علیه محمد ظاهر شاه، وارد عمل شدند و کودتای سال ۱۳۵۲ خورشیدی را که منتج به رویکار آمدن رژیم به ظاهر جمهوری در افغانستان شد، پدید آوردند و باری دیگر، همان ها و نیز شمار دیگری از تحصیل کردگان در شوروی سابق در موقعی که احساس شد سردار محمد داوود خان سیاست دوری گزیدن از مسکو و متحدان چپی خویش را در پیش گرفته است، دست به اقدام نظامی علیه او و جمهوری خود ساخته اش زدند.

انگیزه کودتا
سرباز ارتش وقت افغانستان
 تمرکز قدرت در دست فرد و یا خانواده مشخصی، نظامیان را بر می انگیخت تا با انگیزه های قدرت طلبانه دست به اقدام نظامی و یا کودتا بزنند
 
فاروق انصاری
افراد و اشخاصی که عمدتا در تشکیلاتی موسوم به "جبهه متحد کمونیست های افغانستان" گرد آمده بودند و در روزها و هفته های نزدیک به انجام کودتای ثور سال ۱۳۵۷ در کابل، روابطی را با حزب چپی طرفدار شوروی سابق موسوم به "حزب دموکراتیک خلق افغانستان" برقرار ساختند، به نقل از برخی منابع، تعدادشان به ششصد نفر می رسید.

با وصف شمار اندک گروه مذکور، اقدام نظامی شان موثر افتاد و توانستند نقشه کودتا علیه رژیم داوود خان را که ریشه و مبنای استواری در میان ملت نداشت، موفقانه به انجام برسانند و او را که خودشان بر تخت نشانده بودند از سریر به زیر کشیدند.

بنا بر این، دخالت ارتش و نظامیان آموزش دیده در شوروی سابق، در سیاستی که با ضعف نظامی و اداره و رهبری نادرست مواجه بود، زمینه بهره برداری بیگانگان را فراهم می کرد و این مسئله از دلایل اصلی وقوع کودتاها در افغانستان بود.

اگر به این نظریه معتقد باشیم که "دخالت ارتش به سود این و یا آن شخص و جریان سیاسی به دلیل نبود انسجام عالی و ضعف سازمان نظامی صورت می گیرد" چنین چیزی متاسفانه در افغانستان به مشاهده رسیده و از همین رو، دست های پنهان و آشکاری سعی ورزیدند تا آنها را به نفع امیال و خواست های خویش به کار گیرند و نتیجه آن نیز اوضاع و شرایطی شد که پس از کودتای ثور سال ۱۳۵۷خورشیدی در افغانستان به وجود آمد و سیه روزی و تباهی ملت و کشور افغانستان را در پی داشت.

 
 
+ نوشته شده توسط rawof در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:4 |
مرد آبستن آمریکایی، پدر و مادر در یک بدن
 
تامس بیتی
تامس بیتی بچه دار شدن خود را معجزه دانسته است
یک مرد آمریکایی با اعلام اینکه آبستن است و تا ماه ژوئیه صاحب یک دختر خواهد شد شبکه ها و شوهای تلویزیونی آمریکا را به تسخیر خود در آورده است.

تامس بیتی ، مردی از اورگان آمریکا با چاپ تصویر خود و نوشتن مقاله ای در نشریه ادوکیت ، که مخاطبان همجنس گرا و یا دو جنسیتی دارد خبر داده که آبستن است و تا ماه ژوئیه صاحب یک دختر خواهد شد.

برای عده ای شاید شنیدن این خبر از نشانه های ناهنجاری های دنیای مدرن باشد اما برای تامس بیتی مرد جوانی که بعد از بارها مراجعه به مراکز مختلف بارداری، و سرو کله زدن و اصرار به دکترهای مختلف بالاخره به ارزوی خود رسیده، این آغاز یک زندگی و معجزه است.

ماه ژوییه امسال، یعنی تاحدود سه ماه دیگر تامس بیتی 34 ساله برای همسرش نانسی بیتی یک دختر به دنیا خواهد آورد.

گبج کننده است اما کلید حل معما در دانش پزشکی است.

تامس که در حال حاضر بر اساس قانون هویتی مردانه دارد و مرد محسوب میشود ده سال پیش زن بوده و به دلیل غلبه هویت مردانه درونش نهایتا پس از مشورت با پزشک ها تغیر جنسیت می دهد.

اما تفاوت این کار با نمونه های مشابه چنین تغییر جنسیتی این است که تامس رحمش را دست نخورده باقی گذاشته است.

همین تصمیم به او کمک کرده که امروز پدری باشد که برای 9 ماه و نه بیشتر، مادر بودن را تجربه می کند.

تصویر مقاله تامس بیتی در نشریه ادوکیت
تامس بیتی برای اولین بار به قلم خود در نشریه ادوکیت ماجرای باردار شدن خود را اعلام کرد

با این همه تصور آبستن شدن یک مرد آنقدر دشوار است که حتی ران اشلایپر مرد همسایه تامس که تقریبا هر روز او را در خیابان می بیند این خبر را باور نمی کند.

ران اشلایپر می گوید این خبر را شایعه می داند چرا که چند روز پیشتر تامس را در خیابان دیده و به نظر او این مرد آبستن به نظر نمی آمده است.

قطعا کسانی که ماجرای تامس را برای اولین بار منتشر کردند نیز توقع ناباوری مردم را داشته اند.

آن استاکول، سردبیر مجله ادوکیت می گوید چندان هم بی محابا سراغ این موضوع نرفته است.

به گفته خانم استاکول پیش از انتشار مقاله مصور آقای بیتی از او خواسته شده آدرس و شماره تماس پزشک خود را به این نشریه بدهد و پس از تماس با پزشک صدق ادعای او تایید شده است.

در عین حال تامس با شرکت در شوی پرطرفدار اپرا وینفری اجازه داد مردم آمریکا از طریق سونوگرافی صدای قلب دخترش را بشنوند.

او گفت اشتیاق به بچه دار شدن حسی زنانه یا مردانه نیست بلکه نیازی انسانی است و او نیز خود را محق بارداری و این نیاز می بیند.

نانسی همسر تامس می گوید بعد از به دنیا آمدن دخترشان، تامس کماکان پدر و او همچنان مادر خواهد بود و هیچ جابجایی در نقش دو نفر ایجاد نمی شود.

به گفته نانسی بیتی، خود او کار تلقیح را با استفاده از اسپرم های خریداری شده از بانک اسپرم در رحم تامس انجام داده است.

پزشک تامس می گوید بارداری کاملا طبیعی است.

تامس و نانسی تا کمتر از سه ماه دیگر صاحب اولین فرزند خود می شوند و همزمان برخی از متخصصان پزشکی و یا صاحب نظران اجتماعی گرم بحث درباره درست یاغلط بودن چنین تجربه ای هستند.
منبع بی بی سی .

+ نوشته شده توسط rawof در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:56 |
Arman Website دانلود نرم افزار