تبليغاتX
افغانستان امید دوباره من
                                         
اینتل از مرز دو میلیارد ترانزیستور گذشت
 
معماری داخلی ریزپردازنده
این ریزپردازنده چهار هسته مجزا دارد
اولین پردازنده ای که در آن بیش از دو میلیارد ترانزیستور وجود دارد، توسط شرکت اینتل تولید شد.

این پردازنده که تاکویلا (Tukwila) نامیده شده، چهار هسته دارد (quad-core) و هدف اصلی ساخت آن استفاده برای سرورهای قدرتمند بوده است.

این پردازنده در سرعتهایی تا دو گیگاهرتز کار می کند که معادل سرعتهای کامپیوترهای خانگی موجود در بازار است.

ساخت این قطعه، تازه ترین مورد دستیابی به یکی از اهداف عمده صنعت تولید قطعات الکترونیکی از سوی شرکت اینتل است. این شرکت در سال 2006 اولین ریزپردازنده ای را تولید کرده بود که در آن شمار تراتزیستورها از یک میلیارد فراتر می رفت.

مالکوم پن، یک تحلیلگر موسسه فیوچر هورایزون، درباره پردازنده تاکویلا گفت: "این یک گام تکاملی است و نه یک دستاورد انقلابی"

ماشین حافظه

صنعت تولید پردازنده در مسیر تعیین شده توسط قانونی بنام قانون مور حرکت می کند.

گوردون مور که از موسسان شرکت اینتل بود در سال 1965 قانونی را تدوین کرد و به این نتیجه رسید که در این صنعت، در هر دو سال، تعداد پردازنده هایی که می توان با هزینه ای ثابت درون یک ریزپردازنده جای داد، دوبرابر می شود.

در سال 2004، پردازنده معادل تاکویلا 592 میلیون ترانزیستور داشت.

در زمینه سرعت، سال گذشته میلادی، شرکت آی بی ام پردازنده ای را تولید کرد که در سرعت 4.7 گیگاهرتز کار می کرد و "سریعترین پردازنده تجاری جهان" لقب گرفت.

این پردازنده که Power6 نام داشت، تنها از 790 میلیون ترانزیستور استفاده می کرد.

اما در پردازنده جدید اینتل، بعضی از ترانزیستورها برای ثبت مقادیر و بعنوان حافظه (Cache) استفاده می شوند.

آقای پن می گوید: "استفاده از حافظه درون پردازنده یک معماری موثر و کارآمد در زمینه طراحی پردازنده به حساب می آید که باعث می شود داده ها سریعتر پردازش شوند."

"نگهداری از اطلاعات درون پردازنده، مانند این است که برای به دست آوردن غذا، آن را از یخچال خودتان بیرون بیاورید یا به مغازه محل بروید."

همچنین در هنگام تولید این پردازنده روند کنونی بازار و صنعت در کاهش انرژی مصرفی برای عملکرد درنظر گرفته شده است.

پردازنده تاکویلا با استفاده از فن آوری 65 نانومتری ساخته شده است که بر اساس آن عرض هر کدام از ترانزیستورهای این تراشه 65 میلیاردم متر است.

اینتل قصد دارد این پردازنده را در کنفرانس بین المللی مدارهای نیمه هادی
(ISSCC) در سان فرانسیسکو عرضه کند و همزمان پردازنده ای دیگر با عنوان Silverthorne رابه نمایش خواهد گذاشت که برای دستگاه های قابل حمل ساخته شده و از فن آوری 45 نانومتری استفاده کرده است.

اینتل از مرز دو میلیارد ترانزیستور گذشت
 
معماری داخلی ریزپردازنده
این ریزپردازنده چهار هسته مجزا دارد
اولین پردازنده ای که در آن بیش از دو میلیارد ترانزیستور وجود دارد، توسط شرکت اینتل تولید شد.

این پردازنده که تاکویلا (Tukwila) نامیده شده، چهار هسته دارد (quad-core) و هدف اصلی ساخت آن استفاده برای سرورهای قدرتمند بوده است.

این پردازنده در سرعتهایی تا دو گیگاهرتز کار می کند که معادل سرعتهای کامپیوترهای خانگی موجود در بازار است.

ساخت این قطعه، تازه ترین مورد دستیابی به یکی از اهداف عمده صنعت تولید قطعات الکترونیکی از سوی شرکت اینتل است. این شرکت در سال 2006 اولین ریزپردازنده ای را تولید کرده بود که در آن شمار تراتزیستورها از یک میلیارد فراتر می رفت.

مالکوم پن، یک تحلیلگر موسسه فیوچر هورایزون، درباره پردازنده تاکویلا گفت: "این یک گام تکاملی است و نه یک دستاورد انقلابی"

ماشین حافظه

صنعت تولید پردازنده در مسیر تعیین شده توسط قانونی بنام قانون مور حرکت می کند.

گوردون مور که از موسسان شرکت اینتل بود در سال 1965 قانونی را تدوین کرد و به این نتیجه رسید که در این صنعت، در هر دو سال، تعداد پردازنده هایی که می توان با هزینه ای ثابت درون یک ریزپردازنده جای داد، دوبرابر می شود.

در سال 2004، پردازنده معادل تاکویلا 592 میلیون ترانزیستور داشت.

در زمینه سرعت، سال گذشته میلادی، شرکت آی بی ام پردازنده ای را تولید کرد که در سرعت 4.7 گیگاهرتز کار می کرد و "سریعترین پردازنده تجاری جهان" لقب گرفت.

این پردازنده که Power6 نام داشت، تنها از 790 میلیون ترانزیستور استفاده می کرد.

اما در پردازنده جدید اینتل، بعضی از ترانزیستورها برای ثبت مقادیر و بعنوان حافظه (Cache) استفاده می شوند.

آقای پن می گوید: "استفاده از حافظه درون پردازنده یک معماری موثر و کارآمد در زمینه طراحی پردازنده به حساب می آید که باعث می شود داده ها سریعتر پردازش شوند."

"نگهداری از اطلاعات درون پردازنده، مانند این است که برای به دست آوردن غذا، آن را از یخچال خودتان بیرون بیاورید یا به مغازه محل بروید."

همچنین در هنگام تولید این پردازنده روند کنونی بازار و صنعت در کاهش انرژی مصرفی برای عملکرد درنظر گرفته شده است.

پردازنده تاکویلا با استفاده از فن آوری 65 نانومتری ساخته شده است که بر اساس آن عرض هر کدام از ترانزیستورهای این تراشه 65 میلیاردم متر است.

اینتل قصد دارد این پردازنده را در کنفرانس بین المللی مدارهای نیمه هادی
(ISSCC) در سان فرانسیسکو عرضه کند و همزمان پردازنده ای دیگر با عنوان Silverthorne رابه نمایش خواهد گذاشت که برای دستگاه های قابل حمل ساخته شده و از فن آوری 45 نانومتری استفاده کرده است.

+ نوشته شده توسط rawof در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 14:5 |
         
سرنوشت 'امنیت، زندگی بهتر و بازسازی' افغانستان
 

 
 
زن افغان
افغان ها می گویند امنیت، زندگی بهتر و بازسازی – سه وعده اساسی که به آنها داده شده بود – هنوز بصورت عملی تحقق نیافته است
دیدار وزیران خارجه آمریکا و بریتانیا از افغانستان و مذاکرات وزیران دفاع ناتو در مورد ادامه ماموریت در این کشور، در حالی صورت می گیرد که نگرانی ها در مورد آینده مناسبات افغانستان با جامعه جهانی و مبارزه با تروریسم افزایش یافته است.

از سوی دیگر، مردم افغانستان نیز انتقادهایی را در رابطه با اجرای سیاست های بازسازی و امنیتی به دولت افغانستان و کشورهای حامی آن مطرح می کنند.

هر کس که وارد افغانستان می شود، احساس دوگانه ای از این کشور پس از جنگ را تجربه می کند. بدون شک در شش سال گذشته کارهای مهمی در عرصه های آموزش و پرورش، بهداشت و مخابرات انجام شده است. اما با توجه به عمق ویرانی های سه دهه جنگ، نتایج این دستاوردها چندان خود را نشان نمی دهند و آنچه بیشتر نمایان است، یاس و ناامیدی در میان اکثریت مردم افغانستان است.

افغان ها می گویند امنیت، زندگی بهتر و بازسازی – سه وعده اساسی که به آنها داده شده بود – هنوز بصورت عملی تحقق نیافته است. به باور بسیاری ها، این مردم امید خود به توانایی های نیروهای پرقدرت بین المللی و همچنین ارتش افغانستان در مبارزه با طالبان و هراس افکنی را از دست می دهند.

به اعتقاد آنان، وضعیت امنیتی با توجه به گسترش سریع شورش ها در مناطق جنوبی و شرقی افغانستان، رو به وخامت بیشتر می رود.

فقر

کابل
فقر اقتصادی، چالش بزرگ افغانستان است
فقر یکی دیگر از چالش های بزرگ در این کشور است و ظاهراً تلاش ها برای ریشه کن کردن آن چندان با موفقیت همراه نبوده است.

بیشتر افغان ها هنوز تغییرات ملموسی را در وضعیت زندگی خود حس نمی کنند و این در حالی است که میلیاردها دلار کمک به این کشور جنگزده سرازیر شده است.

حتی در کابل پایتخت، خانواده های هستند که هنوز زیر خیمه و یا در ساختمان های ویران شده دوران جنگ در وضعیت بدی بسر می برند. بیشتر این خانواده ها مهاجران بازگشته از کشور های همسایه (ایران و پاکستان) هستند که به امید زندگی بهتر به کشور خود برگشته اند.

در مناطق نسبتاً دور افتاده، این وضعیت به مراتب بد تر است. امسال چند مورد از فروش کودکان توسط خانواده های درمانده گزارش شده است. این خانواده ها، در برابر یک مشت پول و به امید زنده ماندن فرزندان شان در سرمای کشنده زمستان، اقدام به فروش آنها می کنند.

مقامات فاسد

در چنین شرایطی، افغان ها این سوال را مطرح می کنند که این همه پول کمک شده با هدف بهبود وضعیت زندگی آنها، چگونه و در کجا به مصرف رسیده است؟

مردم این کشور جنگزده، میزان در حال افزایش فساد در دولت و نبود شیوه خوب، شفاف و مناسب مصرف کمک ها از سوی جامعه جهانی را در این خصوص مقصر می دانند. آنها می گویند که بخشی از این پول ها، یا به هدر رفته و یا به جیب برخی از مقامات فاسد دولتی ریخته شده است.

همه این عوامل سبب شده تا میان مردم و دولت افغانستان فاصله ایجاد شود. بسیاری از افغان ها هشدار می دهند که اگر دولت برای رسیدگی به چالش های کنونی در این کشور تغییر عمده ای در سیاست های خود بوجود نیاورد، این فاصله بیشتر خواهد شد.

+ نوشته شده توسط rawof در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 19:45 |
                                    
یک افسر آمریکایی در افغانستان مسلمان شد
 
والس نلسون
آقای نلسون می گوید پس از مشورت با اعضای خانواده اش، مسلمان شده است
یک نظامی آمریکایی در ولایت کنر، درشرق افغانستان که در یک پایگاه آمریکایی خدمت می کند و با طالبان می جنگد، مسلمان شده است.

این افسر آمریکایی که والس نیلسون نام دارد، در ولسوالی اسمار ولایت کنر خدمت می کند.

او می گوید به دعوت دوستان افغانی اش و پس از مشورت با اعضای خانواده خود تصمیم گرفته است مسلمان شود.

این افسر سی ساله آمریکایی پس از مسلمان شدن، خود را عبدالرحمان نامیده است.

عبدالولی، یکی از قاضیان ولسوالی اسمار، کلمه شهادت (لا اله الا اله) را به این آمریکایی تازه مسلمان خوانده و او را با احکام اولیه اسلامی آشنا کرده است.

زمانی که عبدالرحمان تازه مسلمان کلمه شهادت را می خواند، شمار زیادی از مردم محل برای دیدن او آمده بودند؛ اما شمار اندکی از آنها اجازه یافتند به داخل پایگاه نظامیان آمریکایی، که این افسر در آن جا بود، بروند.

آنها برسرعبدالرحمان گل پاشیدند و دستاری بر سر او گذاشتند.

این نظامی تازه مسلمان سوالات زیادی را در مورد احکام اسلامی ازمردم می پرسید.

این افسر آمریکایی گفت پس از فکر کردن زیاد، دین اسلام را برگزیده است.

او گفت:"من به کمک خداوند تصمیم به مسلمان شدن گرفتم. خداوند مرا کمک کرد که ادیان مختلف را مطالعه کنم. خداوند مرا به راه درست و معقولی هدایت کرد."

این نظامی آمریکایی افزود:"من با همسرم صحبت کرده ام. او در مورد دین من نظر باز دارد. او آن چه را که من انجام می دهم دوست دارد."

عبدالرحمان گفت:"پس از آن که من او را بار دیگر ملاقات کنم به او در این مورد توضیح بیشتر خواهم داد و ممکن است او هم مسلمان شود."

کارکنان این پایگاه نظامی به افرادی که به دیدن عبدالرحمان آمده بودند می گفتند که او بیشتر از سایر نظامیان در موقف خود استوار بود وهیچ کسی بر او این گمان را نمی کرد.

این اولین بار است که در یکی از ولسوالی های دور دست کنر یک سرباز آمریکایی مسلمان می شود.

منبع : بی بی سی .
+ نوشته شده توسط rawof در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 19:45 |
                      

دعوتگر پرشور مسیحی چگونه اسلام را قبول کرد؟

الحمد لله وحده والصّلاة والسّلام علی من لا نبيَّ بعده وعلی آله وصحبه أجمعين.
"إنّكَ لا تَهدي مَن أحببْتَ وَلكنَّ اللهَ يَهدي مَن يَشاء ".
مبارزه و کشمکش بین حق و باطل از ازل جاریست و تا ابد ادامه دارد. مذاهب، فرقه ها و گروههای مختلفی با اغراض و اهداف متفاوت همیشه کوشیده اند تا به هر نوع ممکن در مقابل مذهب حق قد علم نموده و نور آن را خاموش سازند.
و بعد از اینکه دین مقدس اسلام ظهور کرد، باطل پرستان و کجروان سعی نمودند هر طوری که شده جلو گسترش این دین را بگیرند.
یهودیان از همان ابتدا (گرچه خود یارای مقابله نداشتند) با نفاق و دو رنگی همیشه دشمنان اسلام را یاری رسانده اند و یا خود نیز تا آنجای که توان داشتند وارد میدان شدند. جهان مسیحیت که یکی از بزرگترین ادیان عالَم است نیز در سالهای نخست دعوت اسلامی دست به کار شده، وفدی از علما و کشیش های نجران را جهت مناظره و بحث علمی به مدینه منوّره فرستادند.
و از آن پس برخورد های عسکری و نظامی بین مسیحیان و مسلمانان ادامه داشته تا اینکه در زمان عمر فاروق  مسلمانان ضربه ی کاری را بر جهان مسیحیت وارد نموده، امپراطوری آنان را شکست فاحش دادند و همین طور در زمان خلفای بنی امیّه و بنی عباس نیز در هر میدان ذلت و خواری نصیب مسیحیان بوده است.
خلفای مجاهد عثمانی نیز از خود تقصیر نشان ندادند، بارها تا قلب اروپا پیش رفتند و با دشمن در خانه ی خودش پیکارها نمودند تا اینکه سلطان محمد فاتح رحمه الله قسطنطنیه را فتح نموده و ضمیمه امپراطوری قوی اسلامی نمود.
جنگهای صلیبی نیز تداوم همین کشمکش بوده و جهان مسیحیت اقدام به انتقامجوئی از مسلمانها نمود اما ابر مرد مسلمان صلاح الدین ایّوبی آنها را درهم شکسته، مجد و عظمت اسلام را برای همه به نمایش گذاشت.
در مقابل مسیحیها و صلیبیان نیز از کوشش باز نایستاده حکومت اسلامی را در اندلس (هسپانیه) از بین برده و بزرگترین مراکز علمی جهان آنروز نظیر قرطبه، اشبیلیه و طلیطله را بطور فجیع ویران نموده و محکمه های تفتیش عقائد هزاران مسلمان را به بد ترین وجه ممکن به قتل رساندند.
در این اواخر نیز مسیحیان - بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و نظام کمونیستی به برکت جهاد مردم مسلمان افغانستان- مسلمانان را تنها دشمن زنده خویش دانسته از هر فرصت مناسب استفاده می نمایند تا ضربه کاری را بر اسلام و مسلمین وارد نمایند.
هجوم عسکری ایالات متّحده امریکا و متّحدین اروپائی اش به افغانستان و عراق، دعم و مساعدت هزاران مؤسسه تبشیری و عیسوی در قاره افریقا و کشورهای فقیر آسیائی تداوم همین کشمکش و مبارزه است.
اما غافل از اینکه "یریدون لِیُطفِئوا نور الله بأفواههم والله متمّ نوره ولو کره الکافرون "
نور خدا به این آسانی خاموش شدنی نیست... همه روزه در اخبارها و سایتهای انترنیتی خبر مسلمان شدن عدّه زیادی از مسیحیان وبخصوص علما و کشیش های آنها را در داخل امریکا و اروپا می خوانیم.
یکی از اشخاصی که خداوند متعال به او رحم و کَرم خاص نموده، جناب شیخ یوسف استیس می باشد، او داعی مسلمانی است که در شهر اسکندریه (الکساندریا) در ایالت ورجینیا، نزدیک واشنگتن سکونت دارد. او اصلاً از ایالت تگزاس است، بیشتر وقت لباس عربی سفید رنگ پوشیده، شب و روز برای نشر و پخش دین اسلام در تلاش است و برای سربلندی آن از هیچ کوششی دریغ نمی کند.
اینک داستان اسلام او را از زبان خودشان می شنویم:
من از ساکنین ایالت تگزاس بوده و خویش را برای نشر دعوت مسیحیت وقف نموده بودم.
ما از اسلام و هر چیز متعلق به آن نفرت شدید داشتیم و بیشتر مردم در غرب همینطور هستند.
برای ما گفته بودند که: مسلمانان به خدا ایمان ندارند، صندوق سیاهی را در صحرای عربستان مقدس می شمارند و روزانه پنج مرتبه زمین را می بوسند.
وشنیده بودیم که مسلمانها تروریست هستند، طیاره ربائی میکنند و بت می پرستند و...
تعداد زیادی از مردم به شنیدن داستان مسلمان شدن یک کشیش و یا راهب مسیحی شوق وافر داشته و به طور خاص از من سوال می کنند که چطور مسلمان شده ام، و از آن جمله یکی از داکتران مسیحی از طریق ای میل از من سوال نمود که چرا؟ وچگونه مسیحیت را ترک کرده و دین اسلام را قبول نمودی؟!
من جوابی را که به آن طبیب مسیحی نوشته ام در این جا برای شما خوانندگان گرامی نیز می نویسم واز همه کسانی که این واقعه را خوانده و به آن اهمیت می دهند تشکر و قدر دانی می کنم.
اسم من یوسف استیس است، من ریاست عمومی "اتحادیه های دینی مسلمانان " امریکا را به عهده دارم که در واشنگتن فعالیت می کند و بخاطر وظیفه ای که دارم به نقاط مختلف دنیا سفر می کنم تا پیغام حضرت مسیح را که در قرآن ذکر شده است برای همه جهانیان برسانم.
و هم چنین ما به اجرای گفتگوی دینی با بقیه ادیان می پردازیم، به نظریات آنها به خوبی گوش فرا داده و عقاید و افکار خویش را با استفاده از وسایل که در دسترس ما است برای همه می رسانیم. بیشتر کار ما در ضمن مؤسسه های حکومتی و یا شخصی، در ارتش، پوهنتونها (دانشگاهها) و زندانها می باشد.
هدف اول ما رساندن پیغام اسلام و آموزش دادن آن برای عامه ی مردم است و اینکه به آنها بفهمانیم که مسلمانها چه کسانی هستند و اسلام واقعی چیست؟
با وجود اینکه روز به روز بر عدد مسلمانها افزوده شده و اسلام کم کم با مسیحیت (بزرگترین دین بر روی زمین) مساوی میشود باز هم تعداد زیادی از کسانی که ادعای مسلمانی می کنند، اسلام را به طور صحیح نشناخته و نمیتوانند که نمایندگان واقعی این دین مقدس باشند.
من در یک خانواده مسیحی ملتزم به دین در غرب وسط امریکا متولّد شدم، اجداد من از اولین کسانی هستند که درین منطقه مسکن گرفته، کلیساها و مدارس زیادی را در آنجا تأسیس نمودند.
ما از سال 1949م در هیوستن (ایالت تکزاس) مقیم شدیم و من آنگاه در مرحله ابتدائی درس میخواندم.
در سن دوازده سالگی در سادینا (تگزاس) من را "غسل تعمید " دادند، و قبل از اینکه به سن بلوغ برسم از کلیساها و معابد مسیحی زیادی دیدن نمودم تا از نقطه نظرها و معتقدات آنها نیز اطلاع حاصل نمایم؛ بطور مثال به کلیساهای پروتستانها (که مؤسس آن جان وزلی است) رفته و با اعضای کلیسای پروتستانی ناصریه، کلیسای مسیح، کلیسای رب، کلیسای رب المسیح و همچنین اعضای کلیسای انجیل کامل کاتولیک ها ملاقات نمودم.
آغاز مطالعه گسترده
و پس از آن درباره ی ادیان و مذاهب معروف شروع به تحقیق نمودم... در باره یهودیت، مذهب بودا، هندوئیسم، معتقدات ساکنین اصلی آمریکا و.. .
اما اسلام تنها دینی بود که اصلاً در باره آن تحقیق و مطالعه ننمودم.
شاید سوال کنید که چرا؟ بلی سوال منطقی است.
انتخاب موسیقی دینی به حیث رشته تحصیلی
با مرور زمان به انواع مختلف موسیقی و به طور خاص موسیقی جوسبیک علاقمند شدم؛ چرا که افراد خانواده ام متدین بوده و موسیقی را دوست داشتند و من هم با شوق وافر به آموختن موسیقی پرداختم که بعد از دو سال به رتبه کشیش (عالِم نصرانی) در نزد کلیساهای که با آن مرتبط بودم نائل شدم.
در سال 1960م شروع به استخدام کلید های موسیقی نمودم و در سال 1963م مالک چند استادیوی موسیقی در "لوریل" و "ماری لاند" شدم که آنها را استادیو های موسیقی استیس نامگذاری نمودم.
احساس نا آرامی
در طول سی سال گذشته من و پدرم در میدان تجارت نیز پیشرفت های چشمگیری نمودیم بطوریکه نمایشگاه های بزرگ پیانو و اورگن در تگزاس، اوکلاهاما و فلوریدا برگذار می نمودیم که از این راه ملیونها دالر امریکائی ربح بردیم اما هیچگاه سکون و آرامش نفسی نداشتم، سوالهای زیادی ذهنم را پریشان ساخته بود...
چرا پروردگار من را آفریده است؟ از من چی میخواهد که انجام دهم؟ یا اینکه اصلاً پروردگار کی هست؟ چرا ما به "گناه اصلی " ایمان داریم؟ چرا فرزندان آدم مجبور باشند که گناه او را تحمل کنند و تا ابد مورد عقوبت و سرزنش قرار بگیرند؟! و...
مشکل لاینحل
اما از هر عالِم مسیحی که این سوالها را بپرسی در جواب خواهد گفت که : بر تو لازم است که به این چیزها ایمان بیاوری و حقیقت این مسایل را هیچکس نمی فهمد.
از همه مهمتر مسئله "تثلیث" را ببینیم:
دنیای مسیحیت از حل این موضوع عاجز مانده است که چطور خدای واحد تبدیل به "اقانیم سه گانه " میشود، و اینکه خدای قادر و توانا نمی تواند گناهان بشر را بیامرزد، پس ناچار به انسانی تبدیل شده و به زمین فرود میاید و مثل انسانها زندگی می کند و بعد از آن همه ی گناهان انسانها را به دوش میکشد بدون اینکه فراموش نمائیم که او پروردگار توانا و خالق آسمانها نیز هست!!
باور نکردنی است!
تا اینکه در یکی از روزها...
در سال 1991م برای اوّلین بار بود که فهمیدم مسلمانها به تورات و انجیل نیز ایمان دارند، به عیسی مسیح علیه السّلام نیز ایمان دارند و اینکه عیسی پیامبر خدا است، معجزه آسا تولّد شده و پدر نداشته است، و عیسی به آسمانها رفته است!
تعجّب نمودم که چگونه ممکن است که اینطور باشد! اوّل نمی توانستم این چیزها را باور کنم؛ چرا که من اکثر با کشیش ها و دعوتگران مسیحی نشست و برخاست داشته و آنها نسبتهای بدی به اسلام می دادند تا جائیکه ما اصلاً دوست نداشتم با مسلمانها همنشینی و مصاحبت نمایم.
پدر من که در دهه هفتاد به حیث کشیش تعیین شده بود فعالیت های زیادی به نفع کلیسا داشت و مدارس زیادی را تمویل می کرد.
پدر و مادر من بیشترِ مبشّرین و دعوتگران معروف مسیحیت و واعظ های که در تلویزیون برنامه های تبلیغی داشتند را می شناختند تا جائیکه آنها از "اورال روبرتز" دیدن نمودند و در ساخت برج عبادتی در شهر "تیولا" سهم گرفتند و از طرفداران سرسخت جیمی سواگرت، تامی و جیم بیکر، جیری فول ویل و جان هاگی بودند.
و همچنین پدر و مادر من کیست ها (نوارهای) مختلفی از سخنرانی ها و محاضره های مبشّرین را در شفاخانه ها، منزل های متقاعد شدگان (باز نشسته ها) موسسه های نگهداری از بزرگسالان و غیره توزیع می نمودند.
دیدار با یک مسلمان
در اواخر سال 1991م پدر من با یکی از تاجران مصری شروع به تجارت نمود و از من خواست که با آن شخص ملاقات نمایم، من در قدم اوّل اهرامهای مصر، مجسّمه ابوالهول و رودخانه ی زیبا و داستانی نیل را تصوّر نمودم... پس از آن والدم گفت که او مسلمان است.
باورم نیامد، امکان ندارد! چیزهای را که درباره مسلمانها شنیده بودم برای پدرم بازگو نمودم که آنها دهشت گرد هستند، طیاره ربائی می کنند، انفجارات... با وجود همه اینها به پروردگار ایمان ندارند، زمین را روزانه پنج مرتبه می بوسند و صندوق سیاهی را در صحرای عربستان مقدّس می شمارند! و...
من نمی خواستم با این فرد مسلمان ملاقات داشته باشم اما پدرم خیلی اصرار نمود، و چون مجبور شدم این ملاقات را با چند شرط پذیرفتم.
موعد ملاقات روز یکشنبه بعد از نماز در کلیسا بود ومن پس از نماز مثل همیشه کتاب مقدّس در زیر بغل و صلیب در گردنم آویزان بود و بر سر کلاه مخصوصی داشتم که روی آن نوشته شده بود "مسیح همانا پروردگار است".
همسر و هر دو دختر من نیز در این لحظات با من بودند و ما همه آماده ملاقات با یک مسلمان شده بودیم، و چون به شرکت تجارتی داخل شدم از پدرم سوال نمودم: مسلمان کجاست؟ او بطرف شخصی که مقابلش نشسته بود اشاره کرد، با خود گفتم این شخص نمینواند یک مسلمان باشد.
من فکر می کردم که شخص قوی هیکلی را خواهم دید که پیراهن بلند پوشیده، عمامه ی خیلی کلان بر سر دارد و ریش بلند او تا انتهای پیراهنش خواهد رسید و ابروهای او پیشانی اش را پوشیده خواهد داشت.
اما این شخص مسلمان مرد خیلی آرام، مهربان ومؤدب بود و ظاهری آراسته داشت، سلام و احترام خیلی گرمی نموده و با من مصافحه کرد، باورم نمیشد... باید این شخص را هرچه زود تر از گمراهی نجات بدهم، لذا پس از مقدّمه خیلی کوتاهی از او سوال نمودم.
آغاز گفتگو
آیا بوجود پروردگار ایمان داری؟
بلی.
خوب، آیا به آدم و حوا ایمان داری؟
بلی.
به ابراهیم چی؟ و اینکه برای رضای پروردگار تن به قربانی فرزند داد؟
بلی.
به موسی و معجزه هایش و اینکه دریا را شق نمود؟
بلی.
چه خوب است، مسأله از آنچه که توقّع داشتم آسان تر است! داخل نمودنش در مسیحیت نیاز به جدّ وجهد چندانی ندارد و من برای این کار مناسب هستم.
من افراد زیادی را به مسیحیت داخل نمودم، اما این یک کارنامه ی خیلی کلان خواهد بود که فرد مسلمانی را مسیحی نمایم.
گفتم: که اگر میل داشته باشی با هم چای و یا قهوه ی بنوشیم و موافقت نمود، با هم به قهوه خانه ی که در آن نزدیکی بود رفته و درباره موضوع دوست داشتنی من (ادیان و اعتقادات) صحبت نمودیم.
من بیشتر صحبت می نمودم و در اثنای صحبت به سخت ترین وجه به اسلام حمله نمودم.
دوستی و تأثیر پذیری
و دانستم که او (مسلمان) خوب گوش می گیرد، آرام و با وقار است و تا اندازه ای نیز خجالتی و اتفاق نیفتاد که سخنم را قطع نماید، محبّت او در قلبم جای گرفت و با خود تصوّر نمودم که اگر کوشش نمایم می تواند مسیحی خیلی خوبی باشد اما نمیدانستم که اراده ی پروردگار چیز دیگری را خواسته است و من خود شکار این مرد مسلمان خواهم شد.
با خوشحالی موافقت نمودم که با این مرد مشغول به کار شوم و حتی با هم چند سفر داشته باشیم، در هنگام سفر و یا هر فرصت مناسب دیگری از عقاید و ادیان مختلف صحبت نمودیم و من هر چند گاهی برایش کیست ها (نوارهای) دعوتی وتبلیغی میدادم تا در باره مفهوم پروردگار، معنای زندگی و هدف از خلقت انسانها، در باره پیامبران و غرض از بعثت ایشان چیزهای را در ذهن او جایگزین سازم و او نیز از معلومات و تجربه های خویش من را مستفید می گردانید.
در یکی از روزها خبر شدم که محمد (دوست مسلمان من) از منزل خویش برای چند روزی به مسجد منتقل میشود، نزد پدرم رفتم و برایش گفتم: اگر امکان دارد دوست من در خانه ی ما و با ما زندگی نماید و اینطور میتوانیم در هماهنگی و پیشبرد کارها بیشتر با هم مساعدت نمائیم، و اگر من مسافرت نمودم او در منزل بماند.
پدرم موافقت نمود ومحمد نزد ما و در خانه ما سکونت اختیار کرد و من هم طبعاً دوستان مبشّر و کشیش خویش را که در ایالت تکزاس و مرزهای مکزیک مشغول دعوت و تبلیغ به مسیحیت بودند، به خانه آورده تا محمد را به مسیحیت داخل نمائیم.
یک واقعه
یکی از دوستان مسیحی من که دعوتگر نشیطی نیز بود و همیشه نوشته ها و جزوه های از مسیحیت را در بین مردم پخش می نمود دچار مریضی قلب شد و در شفاخانه "ویتیرانس " بستر شد، من در هر هفته چند مرتبه به ملاقات او می رفتم و هر دفعه محمد را نیز همراه خود میبردم و حول مسأله "عقائد و ادیان" با هم به گفتگو می پرداختیم، اما دوست من که مریض بود نمیخواست هیچ چیزی در باره اسلام بفهمد و اصلاً اهمیت نمیداد.
در آن اطاق مریض دیگری نیز خوابیده بود که در یکی از روزها کنار بستر او رفته و از اسمش پرسیدم. گفت: اهمیتی ندارد که اسم من چی است. گفتم: از کجا هستی؟ گفت: از ستاره مشتری. با خود گفتم: من در بخش امراض قلی هستم یا در بخش امراض عقلی!
دانستم که شخص دچار افسردگی شدید بوده و احساس تنهائی می کند و احتیاج به کسی دارد که با او صحبت نماید.
در باره ذات پروردگار با او صحبت کردم و قسمتی از داستان حضرت یونس در "عهد قدیم انجیل " را برایش خواندم که چگونه پروردگار او را برای هدایت قوم مبعوث نمود اما قومش او را تکذیب کردند...
خلاصه ی داستان را برایش اینطور بیان کردم که ما هیچگاه نمی توانیم از مشکلات فرار نمائیم و پروردگار همیشه بر ما احاطه دارد.
بعد از اینکه سخنانم به پایان رسید آن شخص از من از بابت بد اخلاقی اش معذرت خواست و گفت که تحت شرایط روحی سختی قرار دارد و می خواهد چیزهای را اعتراف نماید، من گفتم: من وظیفه ام شنیدن اعترافهای مردم نیست و نه هم اینجا کلیسا است.
گفت: میدانم و من خود یک کشیش کاتولیک هستم.
من تعجّب نمودم و با خود گفتم چطور خواستم یک کشیش را موعظه نمایم!
او ادامه داد که از مدّت دوازده سال به حیث مبشّر و دعوتگر در جنوب و وسط امریکا، نیویارک ومنطقه مکزیک خدمت کرده است... و بعد از اینکه از شفاخانه رخصت شد برایش پیشنهاد کردم که با من در منزل ما سکونت نماید؛ چرا که قصد داشتم از هرجانب محمّد را احاطه نمایم، و او هم قبول کرد.
با کشیش جدید در باره اسلام صحبت نمودم، او چیزهای زیادی از اسلام میدانست و برای اوّلین بار برایم گفت: کشیش های کاتولیک در باره ی اسلام معلومات زیادی دارند حتی که شهادت دکترای خویش را در باره اسلام می گیرند.
بعد از اینکه به منزل آمدیم هرشب بعد از غذا با هم می نشستیم و در باره ادیان و عقائد صحبت می نمودیم.
اختلاف اناجیل
پدر من نسخه "انجیل ملِک جایمز " را با خود میآورد، من نسخه ی "مراجعه " را با خود داشتم، همسر من نسخه دیگری از انجیل داشت و جالب اینکه کشیش کاتولیک نسخه کاتولیکی با خود حمل میکرد که با انجیل های در دست داشته ما فرقهای اساسی و کلیدی داشت، و همین طور پروتستانت ها نسخه های دیگری دارند.
ما بجای اینکه محمّد را قانع بسازیم که اسلام را ترک کند، بیشتر وقت ما صرف این میشد که کدام یک از نسخه های انجیل صحیح است. و هر یک از ما ادّعای صحیح بودن نسخه دست داشته خویش را کرده و بقیه اناجیل را تحریف شده میدانست.

طرح یک سوال، قرآن واحد!
یک شب که در باره نسخه های انجیل بحث و مباحثه می نمودیم سوالی به ذهنم رسید و از محمد پرسیدم: در طول 1400 سال که از نزول قرآن گذشته، شما چند نسخه (متفاوت) قرآن دارید؟
محمّد با خونسردی جواب داد که: قرآن فقط یک قرآن است و هرگز کوچکترین تغییری در آن رخ نداده است؛ بلکه آنگاه که نازل شد صدها صحابه ی پیامبر خدا آن را حفظ نمودند و در کشورهای مختلف نشر و پخش شد و هزاران مسلمان بدون کوچکترین خطا و یا اشتباهی این کتاب مقدّس را حفظ نمودند و همین طور با تواتر (حفظ در قلب ملیونها مسلمان و نوشته شده در ملیارد ها نسخه) به ما رسیده است.
من از شنیدن این مسأله خیلی تعجّب نمودم؛ چرا که لغتی که انجیل به آن نازل شده اصلاً در این وقت کسی آنرا نمییداند و نسخه های اصلی انجیل نیز گم شده است و اما قرآن به همین سادگی به اینها رسیده و زبان عربی هم بدون کدام تغییری هم اکنون در بین ملیونها نفر صحبت می شود!!
نماز بدون موسیقی!
در این هنگام کشیش کاتولیک از محمّد خواست اگر امکان داشته باشد او را به مسجد ببرد تا کیفیت عبادت مسلمانها را مشاهده نماید، و پس از اینکه برگشتند من از عبادت مسلمانها و شعائر مذهبی شان سوال نمودم، کشیش گفت: مسلمانها را مشاهده نمودم به حضور پروردگار نماز خواندند و پس از آن مسجد را ترک نمودند.
گفتم: از مسجد بیرون شدند بدون اینکه برنامه ی موسیقی و غیره داشته باشند؟!
گفت: بلی.
و پس از گذشت چند روز یک بار دیگر کشیش مسیحی از محمّد خواست او را به مسجد ببرد، اما این مرتبه مثل دفعه ی قبل زود بر نگشتند و ما تا نصفه های شب انتظار نمودیم و پریشان شدیم که حادثه ای برای آنها رخ نداده باشد.
کشیش را نشناختم!
نیمه های شب آنها آمدند، چون دروازه را باز کردم محمّد را شناختم اما آن شخص دیگر را ابتدا نشناختم... لباس و کلاه سفیدی پوشیده بود...بلی! او چه کسی جز کشیش پروتستانت میتواند باشد؟!
برایش گفتم: جناب کشیش مسلمان شدی؟
گفت: الحمد لله که به اسلام مشرّف شدم.
به اطاق خود رفتم، من و همسرم در باره ی اسلام صحبت نمودیم و دانستم که زن من نیز تمایل قلبی شدیدی به اسلام پیدا کرده و می خواهد مسلمان شود.
به اطاق محمد رفتم و او را از خواب بیدار نمودم، از او خواستم بیرون رفته و کمی با هم قدم بزنیم.
تا نزدیک نماز فجر با هم صحبت و مناقشه نمودیم، آخرین شکوک و شبهاتی را که در ذهن داشتم بی محابا عرض نمودم.
در این هنگام به یقین کامل دانستم که اسلام تنها دین حق بر روی زمین است و نوبت این رسیده که من نیز وظیفه ام را انجام داده و بیش از این خویشتن را از حق محروم نگه ندارم.
لحظات خیلی عجیبی بود، توجّه بفرمائید! شخص دعوت گر و نشیطی چون من که زندگی ام را برای پخش و نشر مسیحیت وقف نموده بودم، مسیحیت را ترک کرده و برای همیش به دینی که از همه بیشتر از آن نفرت داشتم داخل شوم!
بلی دین اسلام! که تبلیغات همگانی رسانه های غربی بر خلاف آن گوش جهانیان را کَر کرده، و دعای شب و روز راهبان و کشیش های مسیحی با تلاشها و ثروت های این حکومتها بر علیه آن می باشد.
بار الها! هدایتم کن
به باغیچه ی پشت منزل مسکونی رفته و در آنجا پیشانی ام را به خاک (به جانب قبله مسلمانها) گذاشتم و با چشمان اشک آلود و حالت عجز و التماس و زاری از خدای بزرگ خواستم مرا به دین حق راهنمائی فرماید، پس از لحظاتی سرم را بالا نمودم.
در آن هنگام فرشتگان را ندیدم که از آسمان پائین بیایند و نه هم روشنائی دیدم و نه صدائی شنیدم و نه هم کبوتران سفید رنگ را دیدم؛ اما تغیر خیلی عجیبی در درون خویش احساس نمودم، از گذشته ی سیاه و تاریک به تاریکی کفر و شرک با گذراندن وقت در ناروا و حرام خواری سخت پشیمان شدم و افسوس خوردم، وبه آینده ای روشن و زیبا به زیبائی اسلام و تابنده چون طلوع آفتاب از شرق مطمئن شدم.
اسلام، دین زیبائی ها
به اطاق خود باز گشتم، غسل نموده و لباس جدید و سفید رنگ پوشیدم (چونکه میخواستم زندگی جدید و تازه ای شروع نمایم).
ساعت حدود یازده ظهر در مقابل دو شاهد که یکی کشیش سابق معروف به "پدر پیتر جاکوب" و دیگری "محمّد عبد الرّحمن مصری" مرد مسلمان و متعهّدی که باعث هدایت ما شده بود، شهادتین را به زبان آوردم "أشهد أن لا إله إلّا الله وأشهد أنّ محمّداً عبده ورسوله" و پس از لحظاتی همسر من نیز ایمان آورد، اما به حضور سه شاهد که من شاهد سوّم بودم.
پدر من هنوز محتاط بود و به موضوع به دیده شک می نگریست، و بعد از چند ماه او نیز ایمان آورد و همراه ما به مسجد میرفت.
اما اطفال ما: آنها را از مدارس نصرانیها بیرون کرده و به مدارس اسلامی داخل نمودیم.
آنها پس از گذشت چند سال، بیشتر قرآن کریم را حفظ نمودند و تعلیمات شیوا و زیبای اسلام را فرا گرفتند.
و این تنها ما نبودیم که به اسلام پیوستیم بلکه تعداد زیادی از کشیش ها و روحانیون مسیحی را می شناسم که بعد از تحقیق و مطالعه در باره ی اسلام، به این دین مبارک داخل شده اند که از آنجمله محصّلی که در فاکولته (دانشکده) تعمید در تکزاس درس می خواند و اسمش "جو" بود، را دیدم که مسلمان شده است، او علّت اسلام آوردن خویش را مطالعه و تدبّر در قرآن کریم بیان کرد.
و همچنین شخصی را میشناسم که پس از اینکه هشت سال به حیث کشیش کاتولیک در افریقا به دعوت مسیحیت پرداخته بود مسلمان شد و اسم خویش را "عمر" گذاشت و هم اکنون مقیم ایالت تکزاس امریکا است.
و خواهشمندم به سایت های انترنیتی زیر داخل شده و معلومات خویش را در باره ی اسلام و مسیحیت بیشتر نمائید و هم چنین اگر خواستید، با ما در تماس شوید:
www.IslamTomorrow.com
www.ShareIslam.com
www.GodAllah.com
www.ProphetofIslam.com
www.IslamCode.com
www.IslamAlways.com
www.IslamNewsRoom.com
www.ChatIslam.com
www.WatchIslam.com
www.HearIslam.com

برادر شما یوسف استیس
رئیس اتحادیه های دینی مسلمانان ایالات متّحده امریکا.
سخن اخیر
خواننده محترم، برادر عزیز خواهر گرامی! هدف از تحریر و ترجمه ی مطلبی که خدمت شما عرض شد، این نبود که داستانی را ذکر کنیم و از خواندن آن چند لحظه لذّت ببریم؛ بلکه غرض اصلی و مهم اینست که با غور و فکر به این سرگذشت نگریسته و بیندیشیم که چطور یک خانواد ه معروف و قدیمی در مسیحیت بلکه خانواده ای که همه اعضای آن کشیش و یا اعضای پرشور کلیسا ی ارتدوکس بودند به همراه یک کشیش کاتولیک به یکبارگی راه و رسم اجداد و روش مشرکانه مسیحیت را ترک گفته و به آغوش و به رحمت اسلام می پیوندند.
آفرین بر چنین انسانهای شایسته ای که پس از سالها مطالعه، تحقیق و مباحثه مذهب گمشد ه خویش را یافتند و به آن گرویدند و خویشتن را از عذاب اخروی رهاندند، انشاء الله.
و صدها نفرین و مرگ بر انسانهای کودن، بیسواد و خود فروخته ای که بدون از تحقیق و مطالعه و فقط برای مفاد زود گذر دنیوی به ادیانی داخل میشوند که هشیاران و چیز فهم های اروپائی و امریکائی ازان ادیان و مذاهب در گریز می باشند.
والسّلام علیکم و رحمة الله و بركاته
سيّد جمال الدين هروی- مدينه منوّره
________________________________________
[1] - سوره ى قصص، آيه: 56.
[2] - سوره ی صف، آیه: 8.
[3] - National Muslim Chaplain
[4] - در آئین مسیحیت برای اینکه طفل عضو کلیسای مسیحی باشد او را در مراسمی غسل میدهند و یا چند قطره آب بر سر او می ریزند و این عمل را Baptized و یا غسل تعمید میگویند، و هر آن شخصی که تازه مسیحی شود این غسل بر او اجباری است.
[5] - قابل یاد آوري است كه مسیحیان به سه فرقه ی کاتولیک، ارتدوکس و پروتستانت تقسیم می شوند، تفاوت آراء و اختلاف عقیده هر گروه با گروه دیگر مثل اختلاف یک دین با دین دیگری می باشد.
[6] - از انواع موسیقیهای دینی نزد نصارا.
[7] - Original Sin
[8] - یعنی الله، روح الأمین و عیسی.
[9] - شفاخانه ای در ایالت تکزاس مخصوص کارمندان قدیمی دولت.
[10] - قابل یاد آوری است که کتاب مقدّس مسیحیان (انجیل) به دو بخش؛ عهد قدیم Old testament و عهد جدید New testament تقسیم شده است.

+ نوشته شده توسط rawof در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 20:42 |
چهل تا پنجاه سالگی 'افسرده ترین دوره زندگی'
 
افسردگی
خواسته های واقعبینانه شاید راهی برای رسیدن به شادی باشد
به کسی وعده داده نشده که میانسالی دورانی پرنشاط و پرهیجان است. اکثر افراد هم حاضر نیستند که از رسیدن به میانسالی ابراز خوشحالی کنند. هر چه باشد جوانی بهتر از پیری است.

تحقیقات جدید هم این موضوع را تائید می کند. بنا به اطلاعاتی که از میان دو میلیون نفر در هشتاد کشور جهان جمع آوری شده است، افراد وقتی به میانسالی می رسند بیش از هر دوره دیگر از زندگی خود با خطر افسردگی رو به رو می شوند.

اما هنوز بارقه ای از امید وجود دارد. ظاهرا افراد پس از پشت سر گذاشتن میانسالی و رسیدن به سن پیری، اگر از سلامت نسبی برخوردار باشند، بار دیگر روحیه ای شاد و رضایتمند خواهند داشت.

سن افسردگی

بنا به این تحقیق جدید، که توسط محققان بریتانیایی و آمریکایی انجام گرفته است، افراد در سن 44 سالگی در اوج خطر ابتلا به افسردگی قرار می گیرند.

خطر افسردگی در جوانان و سالمندان کمتر از بقیه گروه های سنی است و زنان و مردان به یک میزان مستعد ابتلا به افسردگی در دهه چهل زندگی خود هستند.

اما از میان داوطلبان هشتاد کشوری که در این تحقیق مورد مطالعه بوده اند، تنها در کشور آمریکا بوده که زنان و مردان در سنین متفاوت با خطر افسردگی عمیق روبرو شده اند. در آمریکا زنان در سن چهل سالگی و مردان در سن پنجاه سالگی در معرض خطر افسردگی شدید قرار می گیرند.

تحقیقات قبلی نشان داده بود که احتمال ابتلا به افسردگی تقریبا در سراسر عمر فرد یکسان است اما آخرین تحقیقات ثابت کرده است که افسردگی در میانسالی بیش از هر دوره دیگر رخ می دهد.

پرفسور اندرو آزوالد، یکی از تنظیم کنندگان نتیجه این تحقیق، گفت: "افسردگی به سراغ همه می آید مرد و زن، غنی و فقیر، مجرد و متاهل و آنهایی که بچه دارند و آنهایی که بچه ندارند."

او گفت دلیل این که میانسالی در تمام جهان دوره ای مستعد افسردگی برای مردان و زنان است، روشن نیست.

پرفسور آزوالد در ادامه گفت که کاهش سلامت روانی و سرخوشی در افراد به مرور و نه به ناگاه و در عرض یک سال، رخ می دهد.

بنا به این تحقیق اغلب افراد با رسیدن به سن پنجاه سالگی از چنگال خطر افسردگی رهایی می یابند و وقتی به سن هفتاد سالگی می رسند (در صورتی که سلامت کافی داشته باشند) مانند یک جوان سالم بیست ساله احساس شادمانی می کنند.

این استاد دانشگاه واریک بریتانیا افزود: "شاید درک همین موضوع که افسردگی در دهه چهل زندگی امری کاملا عادی است و در سراسر دنیا دیده می شود، قوت قلبی برای همه افراد میانسال باشد."

نتیجه این تحقیق که توسط دانشگاه های واریک بریتانیا و دارتموت آمریکا انجام گرفته است در مجله "علوم اجتماعی و پزشکی" منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده توسط rawof در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 19:57 |
اخراج پناهندگان غیر قانونی افغان از سوئد
 

 
 
مهاجران افغان در اروپا(عکس از آرشیو)
'اخراج یک نفر هم، در چنین شرایط، برای ما نگران کننده است'
دولت سویدن (سوئد) اعلام کرده است که در جریان سال ۲۰۰۸ صدها نفر از پناهندگان غیر قانونی افغان را از آن کشور اخراج می کند.

این اقدام سویدن در حالی مطرح می شود که چندی پیش آن کشور موافقت کرده بود که نزدیک به 600 پناهنده افغان، که جواز اقامت را دریافت نکرده اند داوطلبانه سویدن را ترک کنند.

اما شماری از پناهندگان افغان در سویدن که سرنوشت آنها معلوم نیست، در گفتگو با بی بی سی اظهار داشتند که در شرایط فعلی حاضر نیستند به افغانستان برگردند.

در حال حاضر گفته می شود که نزدیک به 12هزار پناهنده افغان در کشور سویدن زندگی می کنند که شمار زیادی از آنها اجازه اقامت را دریافت کرده اند.

عبدالقادر احدی، معاون وزارت امور مهاجرین افغانستان، به بی بی سی گفت بر اساس موافقتنامه ای که با نماینده دولت سویدن امضا شده است، توافق شده است که ۶۰۰ نفر از پناهندگانی که پس از سال ۲۰۰۱ به آن کشور رفته اند به طور داوطلبانه آن کشور را ترک کنند.

او گفت این توافق شامل حال کسانی می شود که دولت سویدن اجازه اقامت به آنان نداده است.

آقای احدی می گوید دولت سویدن وعده داده است که ۱۵۰۰ دلار به هر پناهنده ای که آن کشور را ترک کند، کمک کند.

آقای احدی افزود براساس این توافقنامه، که حدود یک ماه پیش میان وزارت امور مهاجرین و نماینده دولت سویدن در کابل امضا شد، پناهندگان افغان باید به طور داوطلبانه به کشور خود بازگردند.

معاون وزارت امور مهاجرین گفت: "بنا به این موافقتنامه ها عودت مهاجران داوطلبانه و تدریجی بوده، ما در هیچ موردی عودت اجباری مهاجران را قبول نکردیم؛ اگر بازگشت اجباری اجرا شده (این اقدام) یک جانبه و به اساس تصمیم کشور میزبان بوده است. تعدادی که در حدود ۶۰۰ نفر را احتوا می کند (شامل می شود)، کسانی هستند که از طرف محکمه سویدن رد شده اند؛ یعنی وقتی که آنها رد می شوند، مقامات سویدن این صلاحیت را دارند که اتباع خارجی را بپذیرند و یا رد کنند."

اما شماری از پناهندگانی که اجازه اقامت در سویدن را دریافت نکرده اند، به بی بی سی گفتند از چند روز به این سو پلیس سویدن اقدام به بازداشت آنان کرده است.

فریدون جاغوری، که حدود شش سال قبل به سویدن رفته است، می گوید در حال حاضر به خانه ای پناه برده و قادر نیست در بیرون از آن خانه گشت و گذار و یا کار کند.

آقای جاغوری گفت: "مجبوریم که پنهان باشیم؛ اگر نه پلیس همگی را می برد زندان و پس از چند روز به افغانستان می فرستد. اجازه کار را گرفته اند (و نمی توانیم کار کنیم)، بچه ها پنهان زندگی می کنند؛ و تحت پیگرد پلیس هستند."

از سوی دیگر سلطان احمد بهین، سخنگوی وزارت خارجه افغانستان، در مورد اخراج پناهندگان غیر قانونی افغان از سویدن گفت دولت افغانستان اخیراً نگرانی خود را با دولت آن کشور در میان گذاشته؛ ولی هنوز پاسخی از سوی سویدن دریافت نکرده است.

او می گوید افغانستان در حال حاضر توانایی پذیرش مهاجران افغان مقیم کشورهای مختلف را ندارد.

آقا بهین گفت: "اخراج یک نفر هم، در چنین شرایط، برای ما نگران کننده است."

به گفته مقامات افغان، کشور سویدن به ده هزار نفر از پناهندگان افغان جواز اقامت داده و به نزدیک به یک هزار تن دیگر ویزای (روادید) موقت داده است.

اخیراً اخراج مهاجران افغان از کشورهای مختلف افغانستان را با چالشهایی جدی مواجه کرده است.

در هفته های اخیر نزدیک به هزار پناه جوی افغان از ایران اخراج شدند که شماری از آنان به خاطر سرما و نبودن امکانات لازم جان خود را از دست دادند.

+ نوشته شده توسط rawof در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 13:50 |
'کنفرانس جهانی' برای حمایت از افغانستان
 

 
 
ازدحام کابل
افغانستان هنوز به شدت متکی به کمک کشورهای خارجی است
افغانستان امیدوار است که در اواسط سال جاری میلادی، یک بار دیگر نمایندگان جهان را برای "تضمین تداوم کمکها" به این کشور گردهم جمع کند.

وزارت خارجه افغانستان می گوید در این اجلاس که قرار است این بار در فرانسه برگزار شود، در کنار تداوم کمکها، دستاوردهای افغانستان در سالهای گذشته و چالش هایی که بر سر راه این کشور قرار دارد هم بررسی خواهد شد.

آنگونه که وزارت خارجه افغانستان می گوید انتظار می رود این کنفرانس با شرکت نمایندگان کشورهای کمک دهنده و سازمان های جهانی در ماه جون (ژوئن) امسال برگزار شود.

سلطان احمد بهین، سخنگوی وزارت خارجه افغانستان می گوید این کشور از همین حالا آمادگی ها برای برگزاری این اجلاس را آغاز کرده است.

آقای بهین همچنین گفت که افغانستان امیدوار است نمایندگان جامعه جهانی در این اجلاس، تعهدات جدیدی را برای مبارزه با چالش هایی که بر سر راه این کشور قرار دارد، مطرح کنند.

او افزود: "افغانستان در حال آماده شدن برای برگزاری این اجلاس است. هنوز جزییات آن مورد بحث قرار نگرفته و ما در حال بررسی نیازمندی ها هستیم."

کمک خارجی

براساس اعلامیه وزارت خارجه افغانستان، مبارزه علیه تروریسم و مسئله استقرار امنیت، مبارزه با مواد مخدر، بازسازی و تقویت نهادهای ملی و دولتی افغانستان در سرخط برنامه کاری این اجلاس قرار خواهد داشت.

افغانستان در سال 2006، کنفرانس مشابهی را در لندن برگزار کرد که با تعهد مالی بیش از ده میلیارد دلار از سوی بیش از هفتاد کشور و سازمان شرکت کننده پایان یافت.

اگرچه افغانستان در سالهای اخیر از رشد اقتصادی خبر می دهد اما هنوز به شدت به کمک های خارجی متکی است.

کارشناسان باور دارند که تشکیلات اداری این کشور هنوز توان انجام همه کارها را ندارد و برای پیشبرد امور، نیازمند حمایت گسترده حامیان بین المللی خود است.

دولت افغانستان قبل از برگزاری اجلاس بزرگ بازسازی افغانستان در برلين در سال ۲۰۰۴ اعلام کرد که اين کشور برای بازسازی و احيای مجدد تا هفت سال آينده، هر سال به چهار ميليارد دلار نياز خواهد داشت.

+ نوشته شده توسط rawof در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 20:26 |
   
 اسلام، تهدیدی برای غرب'
 

 
 

                   
ماهواره تکسار
مقامات می گویند که این ماهواره بلافاصله اطلاعات ارسال کرده است

بامداد روز دوشنبه (21 ژانویه، اول بهمن) یک ماهواره اسرائیلی که برای جمع آوری اطلاعات در نظر گرفته شده توسط یک راکت هندی به مدار کره زمین فرستاده شد.

این ماهواره به جای عکس، امواج رادار را به صورت تصویر به اسرائیل ارسال می کند.

ماهواره جدید اسرائیل از مرکزی در جنوب شرقی هند به فضا پرتاب شده و بر اساس گزارشهای اولیه بلافاصله پس از قرار گرفتن در مدار زمین اطلاعات فرستاده است.

این ماهواره دارای راداری است که دیافراگم آن از مواد مصنوعی ساخته شده است و بر خلاف دوربین عکاسی می تواند در شرایط بد آب و هوایی و همینطور ابری، تصویر ارسال کند.

در حال حاضر اسرائیل سرگرم گسترش ماهواره های پیشرفته خود است؛ به نظر مقامات اسرائیل اگر قرار باشد این کشور با چالش های فراتر از مرزهای خود و به ویژه خطر بالقوه از طرف ایران مقابله و از خود دفاع کند، داشتن این توان ماهواره ای، امری حیاتی خواهد بود.

اما پرتاب این ماهواره و ماهواره های دیگری که اسرائیل درصدد ارسال آنها به مدار کره زمین است، همچنین یادآور روابط استراتژیک رو به رشد میان اسرائیل و هند است .

به طور سنتی اتحاد شوروی سابق و بعد از فروپاشی آن، روسیه، تامین کننده اصلی سلاح هند بوده است. اما اکنون اسرائیل در این زمینه به سرعت از روسیه پیشی می گیرد.

در سال ۲۰۰۶ میلادی، اسرائیل به ارتش هند سیستم های دفاع ضد موشکی دریایی و هواپیماهای بدون سرنشین فروخت. اسرائیل دارای صنعت نظامی بسیار پیشرفته ای است و در نتیجه توانایی بالقوه ای برای همکاری با طرف هندی خود دارد.

از سوی دیگر اخیرا بین هند و روسیه در ارتباط با قراردادهای مشترک دریایی مشکلاتی پیش آمده است که باعث شده هند بخواهد وابستگی خود را به روسیه کاهش دهد.

اما رابطه میان اسرائیل و هند تنها به منافع تسلیحاتی دو طرف محدود نمی شود؛ نه تنها فرصت پیشرفت های تسلیحاتی مشترک برای دو کشور وجود دارد بلکه همچنین این امکان بالقوه وجود دارد که آنها گفتگوهای استراتژیک خود را گسترده تر کنند.

برای اسرائیل روابط محکم تر با هند، فی نفسه یک دستاورد دیپلماتیک مهم است.

در مقابل، برای هند همکاری با اسرائیل مزایای تکنولوژیکی فراگیرتری در بر دارد؛ بعد از حملات یازدهم سپتامبر علیه آمریکا و خطر رو به رشد عملیات اسلامگرایان تندرو، نگرش هند در قبال بحران اسرائیل و فلسطینیان تغییر کرده و درهای بیشتری را برای همکاری با اسرائیلیان باز کرده است.

+ نوشته شده توسط rawof در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 20:3 |

ابزار جدید گوگل برای وبلاگ فارسی؛

سایت ارائه دهنده سرویس وبلاگ سازی گوگل از ارائه سرویس های فارسی در محیط های وبلاگی خود خبر داده است.

سایت بلاگر، فضای وبلاگ سازی گوگل سه زبان فارسی، عبری و عربی را به 37 زبانی که تا کنون به کاربرانش ارائه می کرد، اضافه کرده است.

به گواه شواهد موجود، گسترش وبلاگ های فارسی، "وبلاگستان" در ايران روند سریع رو به رشدی داشته است. روزنامه تایمز پیشتر در این باره نوشته بود، هرچند زبان فارسی در ميان زبان های فراگير جهان در رتبه بيست و هشتم جای دارد اما اينک در وبلاگستان با فاصله ای کم از زبان فرانسه، دومين زبان مورد استفاده بلاگرها جا گرفته است

+ نوشته شده توسط rawof در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 19:36 |
Arman Website دانلود نرم افزار